فهرست مطالب۳۲ عنوان
اگر میپرسید در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، پاسخ کوتاه این است که موضوعات کوچینگ میتوانند از تصمیمگیری، مسیر شغلی، اعتمادبهنفس و عادتها تا مدیریت زمان، روابط کاری، رهبری و تغییر سبک زندگی را دربر بگیرند. اما اسم موضوع بهتنهایی مشخص نمیکند کوچینگ برای مسیله شما مناسب است یا نه.
دو نفر ممکن است هر دو با موضوع «شغل» وارد جلسه شوند. یکی میخواهد معیارهای ماندن یا رفتن را روشن کند و دیگری به اطلاعات تخصصی بازار کار نیاز دارد. موضوع شبیه است، اما نوع کمک فرق میکند. این تفاوت نشان میدهد که میان موضوعات کوچینگ، نام مشترک همیشه به معنای نیاز مشترک نیست. برای همین، وقتی میپرسید در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، سوال مهمتر این است که از یک حرفهای دقیقا چه کمکی میخواهید.
اگر به روشنتر فکرکردن، مقایسه گزینهها، دیدن الگوهای رفتاری، تصمیمگیری، طراحی اقدام یا پیگیری تصمیمها نیاز دارید، مسیله میتواند برای کوچینگ مناسب باشد. اینجا بهتر مشخص میشود کوچینگ چه کمکی میکند: روشنترشدن انتخابها و حرکت به سمت اقدام، بدون اینکه جای تصمیم شما را بگیرد. اگر نیاز اصلی شما تشخیص یا درمان، برنامه درمانی یا توصیه تخصصی پزشکی، حقوقی یا مالی است، کوچینگ جای آن خدمت را نمیگیرد. در موضوعات پولی نیز شناخت مرز میان تصمیمسازی و توصیه تخصصی اهمیت دارد و راهنمای کوچینگ مالی این تفاوت را در یک حوزه حساستر بررسی میکند.
پس پاسخ به «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد» فقط با نام مسیله پیدا نمیشود. نوع کمکی که میخواهید، بخش اصلی تصمیم است و همین معیار برای سنجیدن اینکه کوچینگ برای چه کسانی مناسب است اهمیت دارد. اگر میخواهید ابتدا تصویر کاملتری از این فرایند و جایگاه آن در مسیر رشد فردی داشته باشید، صفحه کوچینگ و توسعه فردی بهکامراد نقطه شروع مناسبی است.
چه چیزی واقعا موضوع کوچینگ محسوب میشود؟
برای فهمیدن اینکه در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، موضوعات کوچینگ را فقط بهصورت فهرستی از عنوانها نبینید. موضوع کوچینگ میتواند یک تصمیم، تغییر، هدف، فرصت، الگوی تکرارشونده یا سوالی باشد که هنوز جوابش برایتان روشن نیست.
لازم نیست پیش از جلسه مسیله را کاملا مرتب کرده باشید. ممکن است فقط بدانید از وضعیت شغلی فعلی راضی نیستید، اما هنوز ندانید مشکل از محیط کار است، نوع نقش شماست یا خود مسیر حرفهای. همین ابهام میتواند نقطه شروع گفتوگو و موضوع جلسه کوچینگ باشد.
«مسیر شغلی من» یک موضوع است. «میخواهم معیارهای ماندن یا تغییر شغل را مشخص کنم» هدف روشنتری برای یک جلسه است. در این مثال، موضوع کوچینگ همان مسیر شغلی است و هدف جلسه نتیجهای را که از گفتوگو میخواهید روشن میکند. در انتخاب موضوع جلسه کوچینگ، این تفاوت کمک میکند گفتوگو پراکنده نماند و در پایان نتیجه قابلاستفادهای داشته باشید.
موضوعی برای کوچینگ مناسبتر است که برای خودتان مهم باشد، دستکم بخشی از آن به انتخاب یا رفتار شما مربوط شود و بتوانید از گفتوگو نتیجهای مشخص بخواهید. همین معیارها بخشی از پاسخ به این پرسشاند که کوچینگ برای چه کسانی مناسب است. «مدیرم باید عوض شود» در کنترل شما نیست. اما «میخواهم بفهمم در رابطه با مدیرم چه چیزی در اختیار من است و چه گفتوگویی را عقب انداختهام» صورت قابلکارتری دارد.
به همین دلیل، وقتی از خودتان میپرسید «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد؟»، پاسخ زمانی کاربردی میشود که موضوع را به نتیجهای که از جلسه میخواهید وصل کنید.
در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد؟
موضوعات کوچینگ به یک حوزه خاص محدود نمیشوند و میتوانند از تصمیمهای شغلی و روابط کاری تا عادتها، سبک زندگی و تغییرات مهم زندگی را دربر بگیرند. با این حال، هر موضوع کوچینگ زمانی مناسبتر میشود که بتوان آن را به یک انتخاب، رفتار، هدف یا قدم مشخص تبدیل کرد.
۱. تصمیمگیری و اولویتبندی
یکی از روشنترین موضوعات کوچینگ، تصمیمهایی است که پاسخ قطعی و ازپیشمعلوم ندارند و همین موضوع بخشی از پاسخ به سوال در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد است. شاید بین ماندن و رفتن از یک شغل مردد باشید، ندانید مسیولیت تازهای را قبول کنید یا نه، یا تصمیمی را مدتها عقب انداخته باشید.
در این موقعیت، مسیله همیشه کمبود اطلاعات نیست. گاهی معیارهای تصمیم خودتان روشن نیست. برای فهمیدن اینکه کوچینگ چه کمکی میکند، باید همین تفاوت را دید. کوچ قرار نیست بگوید کدام گزینه را انتخاب کنید. گفتوگو میتواند کمک کند معیارها، ارزشهای درگیر، هزینه هر انتخاب، اطلاعات ناقص و قدمی را که ابهام را کمتر میکند، دقیقتر ببینید.
بهجای «به نظرت کدام را انتخاب کنم؟» میتوانید روی این سوال کار کنید که «برای تصمیم بین این دو گزینه چه معیارهایی دارم و قبل از انتخاب چه چیزی را باید بیشتر بدانم یا امتحان کنم؟» این صورتبندی نشان میدهد کوچینگ چه کمکی میکند، بدون اینکه تصمیم را بهجای شما بگیرد.
در نتیجه، اگر بپرسید در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد وقتی مسیله تصمیمگیری است، تمرکز روی روشنکردن معیارها و انتخاب خودتان است، نه گرفتن جواب آماده.
۲. مسیر شغلی و تغییرات حرفهای
اگر سوال شما این است که در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، مسیر شغلی یکی از موضوعات کوچینگ رایج است. تغییر شغل، رشد در نقش فعلی، رفتن به صنعت دیگر، قبول مسیولیت بیشتر یا بازبینی مسیر حرفهای میتواند موضوع جلسه باشد.
گاهی فقط میدانید از وضعیت فعلی راضی نیستید. هنوز معلوم نیست باید محیط کار را عوض کنید، نقش را تغییر دهید یا مسیر حرفهای تازهای بسازید. همین ابهام میتواند موضوع جلسه کوچینگ باشد. کوچینگ میتواند به جداکردن این مسایل از هم کمک کند تا نارضایتی کلی به تصمیم عجولانه تبدیل نشود.
اگر چیزی که میخواهید اطلاعات مستقیم درباره بازار، مهارت فنی، رزومه یا تجربه یک صنعت است، منتور یا مشاور شغلی ممکن است بخش مهمتری از نیازتان را پوشش دهد. برای سنجیدن اینکه کوچینگ برای چه کسانی مناسب است، ببینید بیشتر به روشنکردن انتخاب خودتان نیاز دارید یا به دانش تخصصی درباره بازار و حرفه.
پس در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد وقتی دغدغه شغلی دارید؟ موضوع جلسه کوچینگ بهتر است روی بخشی متمرکز شود که به انتخاب، اولویت و جهت خودتان مربوط است.
۳. اعتمادبهنفس و جریتمندی در موقعیتهای مشخص
اعتمادبهنفس هم در میان موضوعات کوچینگ قرار میگیرد و بخشی از پاسخ به سوال در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد است، بهویژه وقتی آن را به یک موقعیت و رفتار مشخص وصل کنید.
«اعتمادبهنفس ندارم» بسیار کلی است. اما «در جلسه کاری نظرم را نمیگویم»، «مذاکره را عقب میاندازم» یا «برای گرفتن یک مسیولیت تازه خودم را دستکم میگیرم» قابلبررسیتر است و موضوع کوچینگ را مشخصتر میکند.
این تغییر مشخص میکند قرار است چه چیزی در زندگی واقعی عوض شود. این مثال نشان میدهد کوچینگ چه کمکی میکند: بهجای تلاش برای بیشترشدن یک احساس مبهم، میتوان روی موقعیت، مانع و رفتار قابلآزمایش کار کرد.
اگر اضطراب، افت خلق، احساس بیارزشی یا علایم دیگر شدید، پایدار یا مختلکننده زندگی روزمره باشند، ارزیابی متخصص سلامت روان میتواند اولویت پیدا کند. این مرز برای سنجیدن اینکه کوچینگ برای چه کسانی مناسب است اهمیت دارد.
اینجا هم پاسخ به «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد» با رفتار مشخصتر میشود، نه با برچسب کلی. اگر موضوع شما بیشتر حول باور به تواناییهای خود و اقدام در موقعیتهای واقعی میچرخد، راهنمای خودباوری و باور داشتن به خود میتواند مکمل این بخش باشد.
۴. عادتها، اهمالکاری، مدیریت زمان و پیگیری اقدام
وقتی میخواهید بدانید در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، عادتها و فاصله میان «میدانم چه باید بکنم» و «واقعا انجامش میدهم» بخش مهمی از پاسخ است.
ممکن است برنامه داشته باشید و باز هم اجرا نشود. در این دسته از موضوعات کوچینگ، شاید به درخواستهای دیگران بیش از ظرفیتتان جواب مثبت میدهید، کارهای فوری زمان کارهای مهم را میگیرند یا بعد از یک روز ناموفق کل برنامه را کنار میگذارید.
در چنین حالتی، مسیله فقط ساختن برنامه تازه نیست. موضوع جلسه کوچینگ میتواند این باشد که کدام انتخابها و مرزها باعث عقبافتادن کار مهم میشوند و چه تغییر کوچکی را میتوانید در هفته بعد امتحان کنید. به این ترتیب، موضوع کوچینگ از برنامهریزی صرف به مانع رفتاری و اجرای تغییر نزدیکتر میشود.
در عادتها، پاسخ «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد» بیشتر به مانعهای رفتاری و اجرای تغییر مربوط میشود.
۵. روابط کاری، ارتباط، تعارض و مرزبندی
روابط کاری هم از موضوعات کوچینگ و بخشی از پاسخ به سوال در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد است. آمادهشدن برای یک گفتوگوی دشوار، دادن یا گرفتن بازخورد، نهگفتن، درخواستکردن و تعیین مرز میتواند موضوع جلسه باشد.
کوچینگ قرار نیست طرف مقابل را تغییر دهد. همین نکته نشان میدهد کوچینگ چه کمکی میکند و چه چیزی خارج از اختیار آن است. اگر مسیله را «چطور همکارم را عوض کنم؟» تعریف کنید، بخش اصلی موضوع در کنترل شما نیست. صورت قابلکار این است که ببینید چه چیزی در اختیار شماست، چه گفتوگویی را عقب انداختهاید و چگونه میتوانید خواسته یا مرزتان را روشنتر بیان کنید.
اگر موضوع نیازمند رسیدگی رسمی سازمانی، حقوقی یا ایمنی باشد، کوچینگ جای آن مسیر را نمیگیرد. اگر مسیله رابطهای با آسیب روانی یا نیاز درمانی گره خورده باشد، متخصص سلامت روان انتخاب مناسبتری است. این مرزبندی برای پاسخ به اینکه کوچینگ برای چه کسانی مناسب است ضروری است.
در روابط کاری، پاسخ «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد» از جایی شروع میشود که روی رفتار و انتخاب خودتان تمرکز میکنید.
۶. رهبری، مدیریت و عملکرد حرفهای
برای مدیران، موضوع جلسه کوچینگ میتواند به تفویض اختیار، بازخورد، گفتوگوهای عملکردی، تصمیمهای دشوار، مدیریت تغییر، توسعه اعضای تیم و تغییر از نقش کارشناس به مدیر مربوط شود و اینها بخشی از پاسخ به سوال در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد هستند.
گاهی مدیر میداند چه کاری باید انجام دهد، اما انجامش نمیدهد. میداند باید تفویض کند، اما کارها را نگه میدارد. میداند باید بازخورد بدهد، اما گفتوگو را عقب میاندازد. همین فاصله میان دانستن و انجامدادن میتواند موضوع جلسه کوچینگ باشد. در چنین موقعیتی، تمرکز میتواند روی نحوه تصمیم و رفتار فرد باشد.
اگر مشکل اصلی ندانستن یک فرایند فنی یا یک مهارت مشخص است، آموزش، منتورینگ یا مشاوره میتواند متناسبتر باشد. در اینجا، موضوع کوچینگ نباید با نیاز به آموزش تخصصی یکی گرفته شود. کوچینگ جای آموزش تخصصی را پر نمیکند.
برای مدیران نیز پاسخ «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد» زمانی روشنتر میشود که فرق کمبود مهارت با مسیله رفتاری یا تصمیمی را ببینند. اگر این چالشها به تصمیمهای مدیریتی، عملکرد و رشد کسبوکار مربوط میشوند، راهنمای کوچینگ کسب و کار دامنه این نوع مسائل را دقیقتر نشان میدهد.
۷. تعادل کار و زندگی و تغییر سبک زندگی
اگر میپرسید در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، در میان موضوعات کوچینگ مرزهای زمانی، روتینها، خواب، فعالیت بدنی، تغذیه بهعنوان رفتار روزمره، مدیریت فشار و پایبندی به هدفهای سلامتمحور نیز میتوانند وارد گفتوگو شوند.
اینجا کوچینگ زمانی معنا دارد که مسیله بیشتر درباره رفتار و اجرای تغییر باشد. در این نوع موضوعات کوچینگ، ممکن است هدفی داشته باشید اما چند بار آن را شروع کرده و رها کرده باشید، یا ندانید چطور آن را کنار بقیه اولویتهای زندگی جا دهید.
اگر سوال شما به تشخیص، تفسیر آزمایش، دارو، مکمل، رژیم درمانی، برنامه تمرینی تخصصی یا درمان مربوط است، نیاز از محدوده کوچینگ خارج میشود و باید سراغ متخصص همان حوزه بروید. همین تفکیک مشخص میکند کوچینگ چه کمکی میکند و چه کمکی در محدوده آن نیست.
در سبک زندگی، پاسخ «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد» به تغییر رفتاری مربوط است، نه تشخیص و درمان. اینجا هم روشن میشود کوچینگ چه کمکی میکند و مرز آن با خدمات تخصصی کجاست. اگر دغدغه اصلی شما به انتخابها، عادتها و تغییرات گستردهتر در زندگی روزمره مربوط است، بررسی کاربرد لایف کوچینگ در مسیر تغییر زندگی میتواند مفید باشد.
۸. ارزشها، معنا، تغییرات زندگی و بازتعریف مسیر
گاهی وقتی از خودتان میپرسید «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد؟»، جواب یک «مشکل» مشخص نیست. ممکن است زندگی از بیرون عادی باشد، اما حس کنید مسیر فعلی دیگر با اولویتها و ارزشهای شما هماهنگ نیست.
تغییر نقش، مهاجرت، بازنشستگی، بازگشت به کار، شروع فصل تازه یا قرارگرفتن بین چند مسیر قابلقبول میتواند موضوع جلسه کوچینگ باشد. مسیله این است که بفهمید از این مرحله به بعد چه چیزی برایتان مهمتر است و قدم بعدی با کدام جهت سازگارتر است.
اگر تروما یا سوگ محور اصلی مسیله باشد و با پریشانی قابلتوجه یا اختلال در عملکرد روزمره همراه شود، بهتر است نیاز به حمایت سلامت روان جداگانه بررسی شود. این مرز برای تشخیص اینکه کوچینگ برای چه کسانی مناسب است مهم است.
در تغییرات زندگی، موضوع جلسه کوچینگ میتواند روی روشنکردن ارزشها، انتخابها و قدم بعدی متمرکز شود و همین بخشی از پاسخ به «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد» است.
یک موضوع واحد چه زمانی کوچینگ است و چه زمانی نه؟
پرسش در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد فقط نصف تصمیم است. فهرست موضوعات کوچینگ بهتنهایی کافی نیست و نیمه دیگر این است که با همان موضوع چه نوع کمکی لازم دارید.
«استرس»، «اعتمادبهنفس»، «رابطه» یا «شغل» هم میتوانند از موضوعات کوچینگ باشند و هم در خدمات دیگر مطرح شوند. دیدن نام مسیله در یک فهرست کافی نیست.
پس برای پاسخ دقیقتر به «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد»، اسم موضوع را با نوع کمک موردنیاز کنار هم ببینید. برای فهمیدن اینکه کوچینگ چه کمکی میکند، همین تفاوت از خود نام موضوع مهمتر است.
| موضوع | صورت قابلکار در کوچینگ | وقتی احتمالا کمک دیگری لازم است |
|---|---|---|
| تصمیمگیری | روشنکردن معیارها، گزینهها، ارزشها و قدم بعدی | وقتی برای خود تصمیم به توصیه تخصصی پزشکی، حقوقی یا مالی نیاز دارید |
| مسیر شغلی | شناخت اولویتها، مقایسه گزینهها و طراحی قدم بعدی | وقتی به اطلاعات تخصصی بازار، آموزش مهارت یا توصیه مستقیم صنعتی نیاز دارید |
| اعتمادبهنفس | کار روی رفتار در یک موقعیت مشخص و آمادگی برای اقدام | وقتی علایم سلامت روان شدید، پایدار یا مختلکنندهاند |
| عادت و سبک زندگی | انتخاب هدف رفتاری، شناخت مانع، طراحی اقدام و پیگیری | وقتی تشخیص، درمان، نسخه یا برنامه تخصصی لازم است |
| فشار و استرس | بازبینی اولویتها، مرزها، حجم تعهد و شیوه پاسخ به فشار | وقتی پریشانی یا علایم روانی به ارزیابی و درمان نیاز دارند |
| رابطه و تعارض | روشنکردن نقش خود، مرز، گفتوگو و انتخاب رفتار | وقتی درمان رابطه، حمایت سلامت روان یا رسیدگی رسمی لازم است |
این جدول ابزار تشخیص پزشکی یا روانشناختی نیست. کمک میکند بهجای «آیا موضوع من برای کوچینگ هست؟» بپرسید «برای این مسیله به روشنشدن و اقدام نیاز دارم، به آموزش و توصیه تخصصی، یا به ارزیابی و درمان؟» همین پرسش کمک میکند روشنتر ببینید کوچینگ چه کمکی میکند.
مرز کوچینگ با رواندرمانی، منتورینگ و مشاوره تخصصی کجاست؟
اگر هنوز برایتان سوال است که در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، مرز بین نوع خدمات را هم باید ببینید. این مرزبندی در پاسخ به اینکه کوچینگ برای چه کسانی مناسب است هم تعیینکننده است.
کوچینگ بیشتر زمانی مناسب است که میخواهید روی انتخاب، هدف، اقدام و پاسخگویی کار کنید و مسیولیت تصمیم نزد خودتان بماند. همین توضیح نشان میدهد کوچینگ برای چه کسانی مناسب است. اگر انتظار دارید فرد مقابل بهجای شما تصمیم بگیرد یا نسخه آماده بدهد، ممکن است انتظارتان با نقش Coach همخوان نباشد.
منتورینگ زمانی مناسبتر است که تجربه و راهنمایی مستقیم فردی باتجربهتر در یک حوزه را میخواهید. برای اینکه این تفاوت هنگام انتخاب خدمت مبهم نماند، مقایسه فرق بین منتور و کوچ میتواند مرز نقشها را روشنتر کند. مشاوره تخصصی هم زمانی کاربرد دارد که به تحلیل و توصیه یک متخصص درباره یک مسیله فنی نیاز دارید.
یک نفر ممکن است بیش از یک صلاحیت حرفهای داشته باشد، اما باید روشن باشد در هر بخش از رابطه با چه نقشی کار میکند. ICF Code of Ethics بر روشنبودن نقشها، مسیولیتها و محرمانگی در Coaching Agreement تاکید دارد. برای مطالعه مستقیم استانداردهای مربوط به نقشها، قرارداد، محرمانگی و رفتار حرفهای، میتوانید کد اخلاقی ICF را در وبسایت رسمی این فدراسیون ببینید.
رواندرمانی نیز برای ارزیابی و درمان مشکلات سلامت روان و بسیاری از تعارضها، فشارها و دشواریهای زندگی به کار میرود. برای همین، تقسیم ساده «کوچینگ برای آینده و رواندرمانی برای گذشته» معیار دقیقی نیست. اگر میخواهید این مرزبندی را دقیقتر بررسی کنید، مطلب کوچینگ در روانشناسی به تفاوت نوع کمک و جایگاه کوچینگ در تصمیمگیری میپردازد.
این مسیرها همیشه رقیب هم نیستند. ممکن است فرد برای یک مسیله سلامت روان با درمانگر کار کند و جداگانه، با مرزبندی روشن، یک موضوع کوچینگ شغلی یا رفتاری را با کوچ دنبال کند.
چگونه یک مسیله مبهم را به موضوع قابلکار در کوچینگ تبدیل کنیم؟
یکی از پاسخهای عملی به سوال «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد؟» این است که حتی یک مسیله مبهم هم میتواند نقطه شروع باشد، اگر آن را به چیزی قابلبررسی تبدیل کنید.
برای این کار چهار مرحله کافی است.
- توضیح دهید چه اتفاقی دارد میافتد.
- مشخص کنید تا پایان گفتوگو چه چیزی باید برایتان روشنتر شود.
- جدا کنید کدام بخش وضعیت به انتخاب، رفتار یا پاسخ شما مربوط است.
- مشخص کنید بعد از جلسه چه کاری را میتوانید امتحان کنید.
مثلا «مدیریت زمانم افتضاح است» هنوز نمیگوید مشکل چیست. اما «میخواهم بفهمم کدام تعهدها و مرزهای من باعث میشوند کار مهمم عقب بیفتد و یک تغییر را برای هفته آینده امتحان کنم» موضوع جلسه کوچینگ را قابلکارتر میکند.
همین منطق برای «اعتمادبهنفس ندارم» یا «از شغلم ناراضیام» هم صادق است. در این موضوعات کوچینگ، هدف این نیست که جملهای حرفهای بسازید. هدف این است که مسیله را به نتیجه، حوزه نفوذ و قدم بعدی وصل کنید.
اگر دقیقا نمیدانم چه موضوعی را به جلسه بیاورم چه؟
اگر هنوز میپرسید در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد چون موضوع خودتان را دقیق نمیشناسید، لازم نیست منتظر بمانید تا همهچیز کاملا روشن شود. موضوع جلسه کوچینگ میتواند از همین ابهام اولیه شروع شود.
ممکن است فقط بدانید چیزی باید عوض شود، یک تصمیم مدام در ذهنتان برگردد یا یک الگو تکرار شود. همین میتواند نقطه شروع باشد.
برای آمادهشدن، دو سوال را برای خودتان بنویسید.
- این روزها چه چیزی بیشترین فضا را در ذهنم گرفته است؟
- اگر این جلسه مفید باشد، دوست دارم در پایان چه چیزی برایم روشن یا قابلاقدام شده باشد؟
لازم نیست پاسخ کامل باشد. همین دو سوال کمک میکنند گفتوگو از وضعیت مبهم به یک تمرکز قابلاستفاده برسد.
از کجا بفهمم کوچینگ برای مسیله من انتخاب مناسبی است؟
پاسخ به سوال «در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد؟» زمانی کامل میشود که بتوانید درباره مسیله خودتان تصمیم بگیرید.
این پرسشها را از خودتان بپرسید.
- آیا بیشتر از جواب آماده، به روشنشدن فکر، معیار، انتخاب یا اقدام خودم نیاز دارم؟
- آیا این موضوع برای من واقعا مهم است؟
- آیا دستکم بخشی از مسیله به انتخاب، رفتار، مرز یا پاسخ خودم مربوط است؟
- آیا میتوانم برای جلسه یک نتیجه مفید تعریف کنم، حتی اگر هنوز راهحل را ندانم؟
- آیا آمادهام چیزی را امتحان کنم و مسیولیت قدم بعدی را بپذیرم؟
- آیا کوچ درباره صلاحیت، روش کار و محدودیتهایش شفاف است؟ یکی از راههای ارزیابی این موضوع، شناخت مدرک کوچینگ و سطوح اعتبار حرفهای است تا عنوانها را با صلاحیت واقعی اشتباه نگیرید.
- آیا در واقع به دانش و توصیه مستقیم یک متخصص نیاز دارم؟
- آیا مسیله شامل علایم سلامت روان یا جسم، پریشانی شدید، اختلال جدی در عملکرد یا نیاز به تشخیص و درمان است؟
اگر نیاز اصلی شما روشنشدن، تصمیمگیری، تغییر رفتار و حرکتکردن است و موضوع در محدوده صلاحیت کوچ قرار میگیرد، کوچینگ گزینه معقولی برای بررسی است. این معیار کمک میکند دقیقتر بسنجید کوچینگ برای چه کسانی مناسب است. برای دیدن اینکه یک رابطه حرفهای کوچینگ بر چه مهارتها و استانداردهایی استوار میشود، آشنایی با اصول کوچینگ و شایستگیهای حرفهای آن میتواند معیارهای انتخاب را روشنتر کند.
اگر میدانید چه میخواهید اما نمیدانید یک کار تخصصی را چگونه انجام دهید، آموزش، منتورینگ یا مشاوره میتواند مناسبتر باشد. اگر مسیله به تشخیص و درمان مربوط است، مسیر حرفهای دیگری اولویت دارد.
در بهکامراد هم بهتر است موضوع را با همین منطق ببینید. اسم مسیله کمتر از نوع کمکی که برای آن میخواهید اهمیت دارد.
در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد
اگر بخواهیم سوال در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد را به یک جواب عملی تبدیل کنیم، تصمیمگیری، شغل، اعتمادبهنفس، عادتها، روابط کاری، مدیریت زمان، رهبری و سبک زندگی همگی میتوانند موضوع جلسه باشند.
برای انتخاب مناسبتر، سه سوال را از خودتان بپرسید.
- از این گفتوگو چه نتیجهای میخواهم؟
- کدام بخش مسیله به انتخاب یا رفتار خودم مربوط است؟
- برای حل آن به روشنشدن و اقدام نیاز دارم یا به آموزش، توصیه تخصصی، تشخیص و درمان؟
اگر پاسخ شما بیشتر به روشنشدن، انتخاب و اقدام مربوط است، موضوع میتواند ظرفیت خوبی برای کوچینگ داشته باشد. وقتی هدف اصلی تبدیل وضوح ذهنی به اقدام و پیگیری نتیجه است، آشنایی با کوچینگ موفقیت و فرایند جلسات آن میتواند مثال ملموستری ارائه کند. اگر پاسخ به سمت آموزش تخصصی، درمان یا تشخیص میرود، بهتر است همان نوع کمک را انتخاب کنید.
در بهکامراد، این مرزبندی کمک میکند کوچینگ را نه از روی اسم موضوع، بلکه بر اساس نیاز واقعی خودتان بسنجید.
پرسشهای متداول
اگر هنوز میپرسید در کوچینگ روی چه موضوعاتی میتوان کار کرد، پرسشهای زیر چند مرز رایج را روشن میکنند.
آیا میتوان چند موضوع را در یک جلسه کوچینگ مطرح کرد؟
میتوان چند موضوع را مطرح کرد، اما بهتر است برای همان جلسه یک تمرکز و نتیجه اصلی انتخاب شود. اگر همزمان درباره شغل، زمان و اعتمادبهنفس مسیله دارید، میتوان بررسی کرد کدام موضوع اکنون اولویت بیشتری دارد یا آیا میان آنها یک ریشه مشترک وجود دارد.
فرق موضوع کوچینگ با هدف جلسه چیست؟
موضوع میتواند گسترده باشد، مثل مسیر شغلی یا مدیریت زمان. هدف جلسه مشخص میکند این بار میخواهید در همان موضوع به چه وضوح، تصمیم یا اقدام مشخصی برسید.
آیا کوچینگ و رواندرمانی میتوانند همزمان انجام شوند؟
بله، در بعضی شرایط میتوانند نقشهای جداگانه و مکمل داشته باشند، به شرط اینکه مرز هر رابطه روشن باشد. کوچینگ نباید جای درمان لازم را بگیرد و کوچ هم باید اگر نیاز از صلاحیت او خارج است، ارجاع مناسب را مطرح کند.
برای مسیله شغلی حتما باید سراغ کوچ شغلی بروم؟
نه لزوما. مهمتر از عنوان، تناسب صلاحیت و تجربه کوچ با نوع مسیله شماست. اگر هنگام انتخاب کوچ میخواهید مفهوم اعتبارنامه حرفهای را دقیقتر بسنجید، صفحه رسمی سطوح اعتبارنامه ACC، PCC و MCC در ICF تفاوت این سطوح را توضیح میدهد. اگر بیشتر به تصمیم و جهت حرفهای نیاز دارید، مسیله با زمانی که به اطلاعات تخصصی بازار یا مهارت مشخص نیاز دارید فرق دارد.
آیا کوچ باید متخصص موضوع من باشد؟
نه لزوما. Coach قرار نیست پاسخ تخصصی موضوع را بهجای شما بدهد یا برایتان تصمیم بگیرد. بااینحال، باید در خود کوچینگ صلاحیت داشته باشد، محدودیتهایش را بشناسد و اگر نیاز شما از نقش او خارج است، آن را شفاف کند.
آیا میشود یک موضوع شخصی را در کوچینگ شغلی یا سازمانی مطرح کرد؟
اگر موضوع شخصی مستقیما بر هدف کاری یا حرفهای اثر دارد و با محدوده رابطه کوچینگ سازگار است، میتواند وارد گفتوگو شود. در کوچینگ سازمانی، قرارداد، محرمانگی و نقش سفارشدهنده هم باید روشن باشند. برای بررسی دقیقتر همین فضای چندجانبه، میتوانید ساختار و کاربرد کوچینگ سازمانی را در محیط کار و ارتباط میان مدیر، کارکنان و سازمان ببینید.
اگر وسط جلسه معلوم شود موضوع اصلی چیز دیگری است چه؟
این اتفاق میتواند رخ دهد. ممکن است با موضوع مدیریت زمان وارد جلسه شوید و بعد روشن شود مسیله اصلی مرزبندی یا تعهد بیش از حد است. در این حالت، بهتر است کوچ و Client روی تمرکز تازه توافق کنند تا جلسه همچنان نتیجه مشخصی داشته باشد.