تغییر عادت | چگونه عادت‌های بد را تغییر دهیم؟

تغییر عادات بد
امیدواریم از خواندن این مطلب لذت ببرید
فهرست مطالب۳۶ عنوان

اگر بارها تصمیم گرفته‌اید یک عادت بد را کنار بگذارید و بعد از چند روز یا چند هفته دوباره به همان رفتار برگشته‌اید، مسیله لزوما کمبود اراده نیست. در بسیاری از عادت‌ها، زمان، مکان، محرک و دسترسی به رفتار قبلی آن‌قدر تکرار شده‌اند که پاسخ قدیمی در همان موقعیت سریع فعال می‌شود. برای تغییر عادت، فقط تصمیم تازه کافی نیست. باید ببینید رفتار کجا فعال می‌شود، چه نتیجه فوری برایتان دارد و کدام بخش از شرایط را می‌توانید عوض کنید.

در عمل، تغییر عادت های بد زمانی قابل پیگیری‌تر می‌شود که به‌جای برخورد با رفتار به‌عنوان یک مشکل کلی، اجزای قابل تغییر آن را جداگانه بررسی کنید.

این تفاوت در زندگی واقعی مهم است. اگر هر بار همان برنامه قبلی را با انگیزه بیشتر شروع کنید، اما محیط، محرک و پاسخ آماده شما همان بماند، احتمال دارد دوباره در همان نقطه گیر کنید. تغییر عادت وقتی عملی‌تر می‌شود که به‌جای جنگیدن با خودتان، رفتار را به چند جز قابل مشاهده تقسیم کنید.

این راهنمای بهکام‌راد بر همین منطق ساخته شده است. قرار نیست فقط بگوید اراده کنید، تکرار کنید یا مثبت فکر کنید. هدف این است که بفهمید برای تغییر عادت باید کدام اهرم را دست‌کاری کنید، چه زمانی رفتار جایگزین بسازید، چه موقع محیط را عوض کنید و بعد از لغزش چطور برگردید بدون اینکه کل برنامه را شکست‌خورده بدانید. اگر می‌خواهید این مسیر را در قالب یک فرایند منظم‌تر برای تغییر و پیگیری اقدام‌ها دنبال کنید، صفحه کوچینگ نقطه مرتبط بعدی در ساختار محتوایی بهکام‌راد است.

چرا تصمیم جدی برای تغییر عادت همیشه کافی نیست؟

چرا تصمیم جدی برای تغییر عادت همیشه کافی نیست؟

برای تغییر عادت، فقط تصمیم درباره خود رفتار کافی نیست. باید رابطه میان موقعیت تکرارشونده و پاسخی را که در آن موقعیت تقریبا خودکار شده هم تغییر دهید.

ممکن است کاملا جدی تصمیم گرفته باشید رفتاری را کنار بگذارید، اما وقتی دوباره در زمان، مکان یا وضعیت آشنای قبلی قرار می‌گیرید، همان پاسخ قدیمی سریع‌تر از تصمیم تازه ظاهر شود. در پژوهش‌های عادت، این موضوع با خودکارشدن رفتار و ارتباط میان نشانه‌های زمینه‌ای و پاسخ توضیح داده می‌شود. برای مطالعه منبع علمی این توضیح، مرور Psychology of Habit در PubMed رابطه میان عادت، زمینه و خودکارشدن رفتار را بررسی می‌کند.

اگر می‌پرسید چرا تغییر عادت سخت است، بخشی از پاسخ همین باقی‌ماندن رابطه میان موقعیت‌های آشنا و پاسخ‌های قبلی است.

معنای عملی این موضوع ساده است. به‌جای اینکه فقط بپرسید «چطور اراده بیشتری داشته باشم؟» بپرسید «چه چیزی درست قبل از این رفتار تکرار می‌شود و چه تغییری می‌تواند پاسخ من را در همان لحظه عوض کند؟» برای آشنایی بیشتر با کاربرد این جنس پرسش‌ها در تصمیم‌گیری و تغییر فردی، مقاله کوچینگ در روانشناسی را هم می‌توانید بخوانید.

این نگاه، هدف و انگیزه را بی‌اهمیت نمی‌کند. فقط نشان می‌دهد تغییر عادت زمانی سخت‌تر می‌شود که تصمیم تازه وارد همان محیط قدیمی شود، در حالی که محرک‌ها، دسترسی و پاسخ قبلی هنوز سر جای خودشان هستند. اگر در کنار رفتار، الگوهای فکری تکرارشونده هم بخشی از مسئله شما هستند، مطلب تغییر فکر برای تغییر زندگی به این جنبه از تغییر نزدیک‌تر است.

مدل «محرک، رفتار، پاداش» برای مشاهده روزمره می‌تواند مفید باشد، اما تعریف کامل همه عادت‌ها نیست. ارزشش این است که کمک می‌کند بفهمید چرا یک جایگزین روی کاغذ خوب به نظر می‌رسد اما در لحظه واقعی انتخاب نمی‌شود.

پس اولین تصمیم مفید این نیست که «از فردا هیچ‌وقت این کار را نمی‌کنم». برای تغییر عادت، تصمیم بهتر این است که ابتدا نقطه‌ای را پیدا کنید که واقعا قابل تغییر است.

قبل از تغییر عادت، رفتار را نقشه‌برداری کنید

اولین کار، حذف فوری عادت نیست. چند بار وقوع واقعی آن را ثبت کنید تا به‌جای یک تصور کلی، الگوی خود رفتار را ببینید. این مرحله همان Self-monitoring یا پایش شخصی است و کمک می‌کند حدس را از مشاهده جدا کنید.

برای هر بار وقوع عادت، موارد زیر را ثبت کنید.

چه چیزی را ثبت کنم؟ دنبال چه چیزی بگردم؟
زمان و مکان آیا رفتار در ساعت، اتاق، مسیر یا موقعیت خاصی تکرار می‌شود؟
اتفاق قبل از رفتار چه کاری، چه فردی، چه اعلان یا چه رویدادی درست قبل از آن بود؟
وضعیت درونی خستگی، بی‌حوصلگی، تنش، تنهایی یا نیاز به استراحت نقش دارد؟
خود رفتار دقیقا چه کاری انجام شد، نه برچسب کلی مثل «بی‌انضباط بودم»
نتیجه فوری رفتار در همان چند دقیقه چه چیزی فراهم کرد، مثل راحتی، حواس‌پرتی، تحریک یا فرار از کار دشوار
پیامد بعدی بعدتر چه هزینه‌ای ایجاد شد؟
مانع پاسخ بهتر چرا انتخاب دیگری در همان لحظه سخت‌تر بود؟

اگر این ثبت‌ها را در یک دفتر تغییر عادت ها نگه دارید، مرور چند موقعیت مختلف و پیدا کردن الگوهای تکرارشونده ساده‌تر می‌شود.

این ثبت زمانی ارزش دارد که نتیجه‌اش تصمیم شما را تغییر دهد. اگر می‌بینید رفتار تقریبا همیشه بعد از یک اعلان خاص شروع می‌شود، مسیله شما با کسی که همان رفتار را بیشتر هنگام خستگی انجام می‌دهد یکسان نیست.

در حالت اول، ممکن است خود محرک نقطه مناسب تغییر عادت باشد. در حالت دوم، شاید لازم باشد برای روزهای کم‌انرژی پاسخ جداگانه داشته باشید. اگر بدون این تفاوت‌ها سراغ یک نسخه ثابت بروید، ممکن است راه‌حلی درست را برای مسیله‌ای اشتباه استفاده کنید.

هدف این کار پیدا کردن یک علت قطعی برای شخصیت یا گذشته شما نیست. دنبال الگویی باشید که بتوان آن را دید، تغییر داد و دوباره آزمایش کرد. برای شناخت دقیق‌تر همین الگوها و واکنش‌های شخصی، راهنمای خودآگاهی چیست می‌تواند مکمل مناسبی برای این مرحله باشد.

بعد از چند ثبت، به‌جای پرسیدن «چرا من این‌طوری هستم؟» بپرسید «چه چیزی در دفعات مختلف تکرار شده و کدام بخش آن قابل تغییر است؟»

نقطه مداخله را انتخاب کنید، نه اینکه همه‌چیز را هم‌زمان عوض کنید

نقطه مداخله را انتخاب کنید، نه اینکه همه‌چیز را هم‌زمان عوض کنید

وقتی الگو روشن شد، قرار نیست برای تغییر عادت تمام زندگی‌تان را بازطراحی کنید. باید ساده‌ترین اهرمی را پیدا کنید که بیشترین ارتباط را با همان الگوی مشاهده‌شده دارد.

اگر مشکل اصلی این است نقطه مداخله مناسب‌تر
محرک قابل حذف یا جابه‌جایی است محرک را حذف، پنهان یا از موقعیت روزمره دور کنید
رفتار بد بیش از حد در دسترس است برای انجام آن اصطکاک و چند قدم اضافه ایجاد کنید
رفتار بهتر سخت شروع می‌شود مراحل شروع رفتار مطلوب را کمتر و آماده‌تر کنید
محرک قابل حذف نیست برای همان محرک یک پاسخ مشخص از قبل تعیین کنید
عادت یک نتیجه فوری مهم می‌دهد جایگزینی پیدا کنید که همان نیاز را تا حد قابل‌قبولی پاسخ دهد
برنامه فقط در روزهای ایده‌آل اجرا می‌شود یک نسخه حداقلی برای روزهای شلوغ یا کم‌انرژی تعریف کنید
لغزش‌ها باعث رها کردن کل برنامه می‌شوند از قبل پروتکل بازگشت بعد از لغزش داشته باشید

اگر بخواهیم از همین منطق یک قانون طلایی تغییر عادت بسازیم، می‌توان گفت قبل از بیشتر کردن فشار و تلاش، همان بخشی را تغییر دهید که در موقعیت واقعی رفتار را زنده نگه می‌دارد.

فایده این روش این است که اگر برنامه جواب نداد، می‌دانید چه چیزی را باید بررسی کنید. اگر هم‌زمان اعلان‌ها را حذف کنید، برنامه روزانه را عوض کنید، چند عادت تازه بسازید و رفتار جایگزین دیگری هم اضافه کنید، تشخیص اینکه چه چیزی کار کرده یا نکرده سخت‌تر می‌شود.

اما وقتی یک اهرم مشخص را تغییر می‌دهید، نتیجه اطلاعات بیشتری به شما می‌دهد. اگر اصطکاک را زیاد کردید و رفتار همچنان از مسیر دیگری ادامه پیدا کرد، شاید مسیله اصلی دسترسی نباشد. اگر پاسخ جایگزین آماده بود ولی استفاده نشد، شاید با نیاز همان لحظه هماهنگ نیست.

برای تغییر عادت، سوال بهتر این نیست که «چه کارهای بیشتری انجام بدهم؟» سوال بهتر این است که «در عادت من، کدام نقطه بیشترین ارزش را برای تغییر دارد؟» اگر علاوه بر انتخاب نقطه مداخله، می‌خواهید هدف را از حالت مبهم به اقدام مشخص تبدیل کنید، راهنمای هدف گذاری موثر چیست ادامه طبیعی همین مسیر است.

اگر عادت یک نتیجه فوری دارد، جایگزین را با همان نیاز هماهنگ کنید

کنار گذاشتن عادت بد زمانی سخت‌تر می‌شود که همان رفتار در لحظه چیزی به شما بدهد که واقعا می‌خواهید. ممکن است نتیجه فوری آن آرام شدن، حواس‌پرتی، قطع موقت فشار، سرگرمی، فرار از شروع یک کار دشوار یا ارتباط اجتماعی باشد.

در این شرایط، رفتار جایگزین فقط نباید بهتر به نظر برسد. باید در همان لحظه قابل استفاده باشد.

فرض کنید رفتاری که می‌خواهید تغییر دهید در چند ثانیه شما را از فشار یک کار دشوار دور می‌کند. اگر جایگزینتان به زمان، آمادگی یا انرژی زیادی نیاز داشته باشد، دو گزینه با هزینه شروع متفاوت ساخته‌اید. تغییر عادت در چنین وضعی فقط با گفتن «این بار مقاومت می‌کنم» ساده نمی‌شود.

برای سنجش رفتار جایگزین، این چهار سوال را بپرسید.

  1. آیا در همان موقعیتی که عادت قبلی فعال می‌شود قابل انجام است؟
  2. آیا دست‌کم بخشی از همان نیاز فوری را پاسخ می‌دهد؟
  3. آیا شروع آن به اندازه کافی ساده است؟
  4. آیا می‌توانید آن را بارها در همان شرایط واقعی تکرار کنید؟

اگر چند پاسخ منفی است، قبل از اینکه نتیجه بگیرید «من نتوانستم»، خود جایگزین را بررسی کنید. جایگزین خوب قرار نیست فقط در شرایط آرام و ایده‌آل منطقی باشد. باید دقیقا در همان لحظه‌ای قابل استفاده باشد که رفتار قبلی برایتان جذاب می‌شود.

به همین دلیل، روش تغییر عادت ها برای همه یکسان نیست و باید با محرک، شرایط اجرا و نتیجه فوری همان رفتار هماهنگ باشد.

این یکی از تفاوت‌های مهم میان توصیه عمومی و برنامه شخصی برای تغییر عادت است. توصیه عمومی می‌گوید یک رفتار بهتر انتخاب کنید. برنامه شخصی می‌پرسد آیا آن رفتار بهتر، در همان لحظه واقعی هم قابل انتخاب است یا نه. اگر می‌خواهید تصمیم‌ها و موانع تغییر را متناسب با شرایط فردی خودتان بررسی کنید، کوچینگ شخصی موضوع نزدیک‌تری به همین نوع کار روی مسیر فردی است.

محیط را طوری تنظیم کنید که انتخاب مطلوب آسان‌تر شود

محیط را طوری تنظیم کنید که انتخاب مطلوب آسان‌تر شود

محیط زمانی مهم می‌شود که تصمیم شما با گزینه‌ای رقابت می‌کند که همیشه در دسترس و آماده است. برای تغییر عادت، می‌توانید برای رفتار نامطلوب اصطکاک ایجاد کنید و برای رفتار مطلوب اصطکاک را کمتر کنید.

اصطکاک رفتاری یا Friction یعنی تعداد قدم‌ها و زحمتی که برای شروع یک رفتار لازم است. اگر رفتار نامطلوب با یک حرکت شروع می‌شود اما رفتار مطلوب به چند تصمیم و آماده‌سازی نیاز دارد، این تفاوت در لحظه انتخاب مهم می‌شود.

برای رفتار نامطلوب، دسترسی فوری را کمتر کنید، نشانه‌های غیرضروری را از دید خارج کنید یا مسیر انجام رفتار را چند قدم طولانی‌تر کنید.

برای رفتار مطلوب، ابزار لازم را آماده کنید، نقطه شروع را واضح کنید و تعداد تصمیم‌هایی را که در لحظه باید بگیرید کاهش دهید.

محیط فقط فضای فیزیکی نیست. صفحه اصلی تلفن، اعلان‌ها، میانبرها، تب‌های باز، محل قرار گرفتن برنامه‌ها و ترتیب دسترسی به گزینه‌ها هم بخشی از Contextual Cues یا نشانه‌های زمینه‌ای هستند.

معنای عملی طراحی محیط این نیست که انتظار داشته باشید محیط به‌تنهایی تغییر عادت را کامل کند. هدف این است که در لحظه انتخاب، رفتار نامطلوب همیشه آسان‌ترین گزینه و رفتار مطلوب سخت‌ترین گزینه نباشد.

اگر با اضافه کردن اصطکاک، فقط راه دیگری برای انجام همان رفتار پیدا می‌کنید، این خودش اطلاعات است. احتمالا مسیله فقط دسترسی نیست و باید دوباره ببینید آن رفتار چه نیاز فوری را برایتان پوشش می‌دهد.

برای موقعیت پرخطر، برنامه «اگر آنگاه» بسازید

برنامه «اگر آنگاه» یا Implementation Intentions یعنی تصمیم دشوار را از لحظه وسوسه خارج کنید و بخشی از آن را از قبل بگیرید.

الگوی برنامه ساده است.

اگر موقعیت X رخ داد، آنگاه رفتار Y را انجام می‌دهم.

این ابزار زمانی ارزش بیشتری دارد که موقعیت شکست شما قابل پیش‌بینی باشد. اگر از ثبت‌های خود فهمیده‌اید یک رفتار خاص بیشتر در زمان، مکان یا وضعیت مشخصی برمی‌گردد، لازم نیست هر بار در همان لحظه از صفر تصمیم بگیرید. برای نمونه‌ای از شواهد پژوهشی درباره برنامه‌های اگر آنگاه در تغییر رفتار، مرور و متاآنالیز Implementation Intentions در PubMed قابل بررسی است.

اگر در یک دوره تغییر عادت شرکت می‌کنید، یکی از معیارهای کاربردی برای سنجش تمرین‌ها این است که ببینید آیا به شما کمک می‌کنند برای موقعیت‌های واقعی و تکرارشونده پاسخ مشخصی بسازید یا نه.

یک برنامه خوب سه ویژگی دارد.

  • بخش «اگر» باید مشخص و قابل تشخیص باشد، نه عبارتی مبهم مثل «وقتی حالم بد بود».
  • بخش «آنگاه» باید یک رفتار واقعی باشد، نه جمله‌ای مثل «قوی می‌مانم».
  • پاسخ باید در همان موقعیت قابل اجرا باشد.

اگر چند بار برنامه «اگر آنگاه» را نوشتید ولی در لحظه اجرا نشد، صرفا همان جمله را با جدیت بیشتری تکرار نکنید. ببینید شکست کجا رخ داده است.

آیا محرک را دیر تشخیص می‌دهید؟

آیا پاسخ انتخابی بیش از حد سخت است؟

آیا رفتار قبلی هنوز چند برابر آسان‌تر است؟

اگر پاسخ یکی از این موارد مثبت است، خود برنامه نیاز به اصلاح دارد. تغییر عادت با برنامه‌ای که در موقعیت واقعی قابل اجرا نیست، فقط روی کاغذ منظم به نظر می‌رسد.

عادت جدید را به یک زمینه ثابت وصل کنید

عادت جدید را به یک زمینه ثابت وصل کنید

برای ساخت عادت خوب، بهتر است شروع رفتار تا حد امکان به زمینه‌ای وصل شود که واقعا در زندگی شما تکرار می‌شود. اهمیت این کار در یک چیز است. هر بار مجبور نیستید دوباره تصمیم بگیرید چه زمانی آن را انجام دهید.

به‌جای انتخاب زمانی که مرتب جابه‌جا می‌شود، رفتار را به رویدادی نسبتا ثابت در روز وصل کنید. چیزی که وقوع آن برای شما قابل تشخیص است و واقعا تکرار می‌شود.

نکته اصلی انتخاب «بهترین زمان روی کاغذ» نیست. باید زمینه‌ای انتخاب کنید که در زندگی واقعی شما قابل تکرار باشد. این تکرار زمینه می‌تواند به شکل‌گیری Cue–Response Association یا ارتباط میان نشانه و پاسخ کمک کند.

همین منطق درباره اندازه رفتار هم صدق می‌کند. اگر نسخه‌ای که انتخاب کرده‌اید فقط در روزهای پرانرژی قابل اجراست، شاید مسیله کمبود انگیزه نباشد. نقطه شروع شما برای تکرار منظم مناسب نیست.

در این حالت، برای تغییر عادت یا ساخت عادت جدید، رفتار را کوچک‌تر کنید یا شرایط شروع را ساده‌تر کنید تا تکرار در همان زمینه امکان‌پذیر شود.

تغییر عادت چند روز طول می‌کشد؟

برای تغییر عادت یا ساخت عادت جدید، عدد ثابتی مثل «۲۱ روز برای همه» وجود ندارد.

در مطالعه فیلیپا لالی و همکاران روی ۹۶ نفر، زمان رسیدن به سطح بالایی از خودکارشدن در افرادی که مدل برایشان قابل برازش بود از ۱۸ تا ۲۵۴ روز متغیر بود.

معنای مهم این تفاوت این نیست که به‌جای قانون ۲۱ روز، عدد دیگری را به قانون تازه تبدیل کنید. پیام کاربردی این است که تعیین یک موعد ثابت برای کامل شدن تغییر عادت، معیار مناسبی برای همه افراد و همه رفتارها نیست.

اگر در یک کتاب تغییر عادت با یک زمان ثابت برای همه روبه‌رو شدید، بهتر است آن عدد را معیار قطعی موفقیت یا شکست خودتان ندانید.

اگر روز سی‌ام هنوز رفتار برایتان کاملا خودکار نشده، این به‌تنهایی نشان نمی‌دهد برنامه شکست خورده است. سوال مفیدتر این است که آیا اجرای رفتار در زمینه واقعی زندگی شما در حال تکرار شدن و آسان‌تر شدن است؟

در همان مطالعه، جا افتادن یک فرصت اجرای رفتار به‌تنهایی فرایند عادت‌سازی را به‌طور معناداری خراب نکرد. این نتیجه را نباید به همه انواع لغزش تعمیم داد، اما یک پیام عملی دارد. یک اجرای ازدست‌رفته لزوما به این معنی نیست که باید تغییر عادت را صفر فرض کنید و از ابتدا شروع کنید.

اگر معیار موفقیت فقط یک زنجیره بی‌نقص باشد، ممکن است یک روز ازدست‌رفته را بزرگ‌تر از چیزی که هست تفسیر کنید.

اگر هدف مشخص شما تغییر عادت غذایی است، باز هم بهتر است به‌جای انتظار برای یک زمان ثابت، روی تکرار رفتار انتخابی در زمینه واقعی زندگی خود تمرکز کنید.

بعد از لغزش چه کنیم تا به عادت قبلی برنگردیم؟

بعد از لغزش چه کنیم تا به عادت قبلی برنگردیم؟

بعد از لغزش یا Lapse، مهم‌ترین کار این است که اتفاق را از «حکم درباره خودتان» به «اطلاعات درباره برنامه» تبدیل کنید. برای تغییر عادت، لغزش باید چیزی درباره نقطه ضعف برنامه به شما بگوید.

۱. اتفاق را بدون برچسب ثبت کنید

بنویسید چه رفتاری رخ داد، چه زمانی و در چه موقعیتی.

«من بی‌اراده‌ام» چیزی را برای دفعه بعد قابل تغییر نمی‌کند. اما جمله‌ای مثل «در این موقعیت، محرک را دیدم و پاسخ جایگزینی آماده نبود» یک نقطه مداخله مشخص می‌دهد.

۲. مانع را طبقه‌بندی کنید

ببینید کدام قسمت برنامه شکست خورد.

  • شاید محرک را تشخیص نداده بودید.
  • شاید محیط هنوز رفتار قبلی را بسیار آسان نگه داشته بود.
  • شاید جایگزین در همان لحظه عملی نبود.
  • شاید برنامه برای ظرفیت آن روز بیش از حد سنگین بود.
  • شاید موقعیتی پیش آمد که برای آن هیچ پاسخ از پیش تعیین‌شده‌ای نداشتید.

این طبقه‌بندی مهم است چون هر شکست به راه‌حل یکسان نیاز ندارد.

۳. فقط همان بخش را اصلاح کنید

اگر مشکل دسترسی بود، اصطکاک را تغییر دهید.

اگر محرک قابل حذف نبود، برنامه پاسخ را دقیق‌تر کنید.

اگر رفتار مطلوب در آن روز قابل اجرا نبود، نقطه شروع را کوچک‌تر کنید.

اگر جایگزین نیاز واقعی را پوشش نمی‌داد، جایگزین را دوباره انتخاب کنید.

هدف این نیست که بعد از هر لغزش کل سیستم تغییر عادت را دور بیندازید.

۴. در اولین فرصت مناسب به برنامه برگردید

منتظر شنبه، اول ماه یا یک شروع نمادین جدید نمانید.

لغزش زمانی پرهزینه‌تر می‌شود که از یک اتفاق به مجوز رها کردن کل برنامه تبدیل شود. قدم بعدی، بازگشت به فرصت بعدی است، نه جبران افراطی گذشته.

اگر همان نوع لغزش بارها تکرار می‌شود، این تکرار خودش اطلاعات است. بخشی از طراحی برنامه هنوز با شرایط واقعی زندگی شما هماهنگ نشده است.

چرا بعد از چند روز یا چند هفته دوباره به عادت قبلی برمی‌گردیم؟

چرا بعد از چند روز یا چند هفته دوباره به عادت قبلی برمی‌گردیم؟

بازگشت به عادت قبلی یک علت واحد ندارد. به همین دلیل «دوباره از اول شروع کن» همیشه پاسخ مفیدی برای تغییر عادت نیست.

چند احتمال را جداگانه بررسی کنید.

  • تصمیم تغییر گرفته‌اید اما همان زمینه و نشانه‌های قبلی باقی مانده‌اند.
  • رفتار قبلی یک نتیجه فوری می‌دهد و جایگزین آن نیاز را پوشش نمی‌دهد.
  • رفتار نامطلوب هنوز بسیار آسان و رفتار مطلوب سخت است.
  • برنامه فقط برای روزهای عادی نوشته شده و برای خستگی، فشار کاری، سفر یا تغییر برنامه پاسخی ندارد.
  • موفقیت را فقط با زنجیره بی‌نقص می‌سنجید و یک لغزش را شکست کامل می‌بینید.
  • چند تغییر را هم‌زمان شروع کرده‌اید و حالا مشخص نیست دقیقا کدام بخش سیستم شکست خورده است.

ارزش این فهرست در تشخیص است. اگر مشکل شما آسان بودن رفتار قبلی است، باید تفاوت دسترسی میان دو رفتار را بررسی کنید. اگر مسیله نتیجه فوری است، افزایش اصطکاک به‌تنهایی ممکن است کافی نباشد.

اگر مشکل فقط در روزهای خاص ظاهر می‌شود، احتمالا برنامه اصلی شما برای آن شرایط نسخه مناسبی ندارد.

پس وقتی دوباره به رفتار قدیمی برگشتید، همان برنامه قبلی را بدون تغییر تکرار نکنید. برای تغییر عادت، ابتدا مشخص کنید چه چیزی برگشت را ممکن کرده است.

برای روزهای خستگی و فشار، نسخه کم‌اصطکاک داشته باشید

اگر ثبت‌های شما نشان می‌دهد عادت قبلی بیشتر در روزهای خستگی، فشار کاری، بی‌حوصلگی یا به‌هم‌خوردن برنامه برمی‌گردد، برنامه‌ای که فقط در شرایط خوب کار می‌کند هنوز برای زندگی واقعی آماده نیست.

برای این روزها از قبل نسخه‌ای داشته باشید که به تصمیم‌گیری، انرژی، زمان یا آماده‌سازی کمتری نیاز دارد.

نسخه حداقلی نباید مبهم باشد. باید از قبل بدانید.

  • در روز کم‌ظرفیت دقیقا چه پاسخ کوچکی انجام می‌دهید.
  • چه چیزی را آماده می‌کنید تا شروع آن ساده بماند.
  • در چه شرایطی از این نسخه استفاده می‌کنید.

این کار یک تفاوت عملی ایجاد می‌کند. در روز دشوار قرار نیست میان «نسخه کامل» و «هیچ‌چیز» یکی را انتخاب کنید. از قبل گزینه سومی دارید که با ظرفیت همان روز سازگارتر است.

اگر حتی نسخه حداقلی هم بارها اجرا نمی‌شود، آن را اطلاعاتی برای اصلاح برنامه بدانید. شاید محرک، اصطکاک یا رفتار جایگزین هنوز درست انتخاب نشده باشد.

برای تغییر عادت، برنامه‌ای که روزهای بد را نادیده می‌گیرد فقط بخشی از واقعیت را پوشش می‌دهد. وقتی تغییر عادت بخشی از تغییرات گسترده‌تر در سبک زندگی و تصمیم‌های روزمره است، لایف کوچینگ می‌تواند موضوع مرتبط بعدی برای مطالعه باشد.

از تغییرات طبیعی زندگی به‌عنوان فرصت بازطراحی استفاده کنید

از تغییرات طبیعی زندگی به‌عنوان فرصت بازطراحی استفاده کنید

وقتی زمینه زندگی تغییر می‌کند، بعضی نشانه‌هایی که رفتار قبلی را فعال می‌کردند هم ممکن است تغییر کنند. در پژوهش‌های عادت از این وضعیت با مفهوم Habit Discontinuity یا گسست عادت یاد می‌شود.

معنای عملی این موضوع این است که بعضی تغییرات طبیعی زندگی می‌توانند فرصت مناسبی برای طراحی پاسخ تازه باشند، چون مجبور نیستید دقیقا با همان زمینه قبلی رقابت کنید.

اگر برنامه کاری، محل کار، مسیر رفت‌وآمد یا چیدمان روزانه شما تغییر کرده است، فقط تلاش نکنید تمام عادت‌های قبلی را عینا به محیط تازه منتقل کنید.

از خودتان بپرسید «در این زمینه جدید، می‌خواهم کدام رفتار به پاسخ پیش‌فرض من تبدیل شود؟»

بعد نقطه شروع آن را مشخص کنید، اجرای آن را آسان کنید و در همان زمینه جدید تکرارش کنید.

تغییر در عادت ها زمانی قابل بررسی‌تر می‌شود که بتوانید ببینید تغییر زمینه چه اثری بر محرک‌های قبلی و پاسخ جدید شما گذاشته است.

تغییر محیط به‌تنهایی رفتار تازه را نمی‌سازد. ارزش این فرصت در این است که بعضی نشانه‌های قبلی ضعیف شده‌اند و شما فضای بیشتری برای تعیین پاسخ جدید دارید.

پیشرفت تغییر عادت را با داده بسنجید، نه فقط با استریک

اگر تنها معیار شما تعداد روزهای متوالی موفق باشد، اطلاعات زیادی درباره علت موفقیت یا شکست به دست نمی‌آورید.

ردیابی زمانی ارزش دارد که به شما بگوید برنامه تغییر عادت کجا نیاز به اصلاح دارد.

حداقل این سه مورد را دنبال کنید.

  1. چند بار محرک اصلی رخ داد؟
  2. چند بار در برابر آن پاسخ جایگزین را اجرا کردید؟
  3. در دفعاتی که رفتار قبلی برگشت چه الگوی مشترکی وجود داشت؟

این روش باعث می‌شود فرصت اجرای رفتار را از نتیجه جدا ببینید. ممکن است هنوز رفتار قبلی کاملا حذف نشده باشد، اما حالا می‌توانید ببینید پاسخ تازه در همان موقعیت چقدر اجرا می‌شود.

این اطلاعات از یک استریک ساده برای اصلاح برنامه مفیدتر است.

اگر مشکل این است که خود ثبت و اجرای برنامه را مرتب کنار می‌گذارید، می‌توانید بخشی از پاسخ‌گویی یا Accountability را بیرونی کنید و در بازه‌های مشخص نتیجه ثبت خود را با یک فرد قابل اعتماد یا متخصص مرتبط مرور کنید. اگر می‌خواهید بدانید چنین گفت‌وگو و پیگیری‌ای در یک مسیر کوچینگ چگونه پیش می‌رود، راهنمای جلسه و فرایند کوچینگ را ببینید.

این ابزار برای همه ضروری نیست. ارزشش زمانی بیشتر می‌شود که بدانید چه کاری باید انجام دهید، اما برنامه شخصی تغییر عادت بارها بدون بازبینی رها می‌شود. در این حالت، پاسخ‌گویی بیرونی می‌تواند بخشی از سیستم اجرا باشد، نه جایگزین شناخت محرک و اصلاح رفتار. اگر تمرکز شما بیشتر روی تبدیل تصمیم به اقدام و پیگیری نتیجه است، کوچینگ موفقیت به همین بخش از مسیر نزدیک‌تر است.

یک برگه تصمیم برای تغییر عادت بسازید

یک برگه تصمیم برای تغییر عادت بسازید

قبل از شروع، پاسخ این هشت مورد را در یک صفحه بنویسید.

سوال پاسخ شما
رفتار مشخصی که می‌خواهم تغییر دهم چیست؟ …
رایج‌ترین محرک یا زمینه آن چیست؟ …
این رفتار چه نتیجه فوری برایم دارد؟ …
کدام بخش محرک یا محیط را می‌توانم تغییر دهم؟ …
چه اصطکاکی می‌توانم به رفتار قبلی اضافه کنم؟ …
چه پاسخ جایگزینی در همان موقعیت قابل اجراست؟ …
برنامه «اگر آنگاه» من چیست؟ …
اگر لغزش رخ داد، اولین اصلاح و قدم بعدی چیست؟ …

این برگه فقط خلاصه مقاله نیست. کارش این است که تصمیم مبهم «می‌خواهم این عادت را ترک کنم» را به چند تصمیم کوچک‌تر و قابل آزمایش تبدیل کند.

اگر نمی‌توانید خانه مربوط به محرک را پر کنید، فعلا باید بیشتر مشاهده کنید.

اگر محرک مشخص است اما برای رفتار جایگزین پاسخی ندارید، نقطه کار شما همان‌جاست.

اگر همه‌چیز خوب کار می‌کند تا اولین لغزش، بخش بازگشت بعد از لغزش را طراحی کنید.

در تغییر عادت، خانه خالی الزاما نشانه شکست نیست. نشان می‌دهد کدام قسمت برنامه هنوز برای شما روشن نشده است.

چه زمانی مسیله فقط یک عادت بد نیست؟

روش‌های این مقاله برای رفتارهای روزمره طراحی شده‌اند و جای ارزیابی یا درمان حرفه‌ای را نمی‌گیرند. اگر پیش از انتخاب این مسیر می‌خواهید شواهد و محدودیت‌های آن را جداگانه بررسی کنید، مقاله آیا کوچینگ موثر است به همین سوال می‌پردازد.

اگر رفتار شامل مصرف مواد یا وابستگی، علایم ترک، رفتارهای اجباری بسیار دشوار برای کنترل، رفتارهای مرتبط با اختلال خوردن یا خودآسیبی است، یا به‌طور جدی به سلامت، ایمنی، کار، تحصیل یا روابط شما آسیب می‌زند، بهتر است مسیله را فقط به شکل «عادت بدی که باید ترک کنم» نبینید.

اگر مسیله را با عبارت تغییر عادت و ترک گناه دنبال می‌کنید، بخش رفتاری این مقاله می‌تواند برای بررسی محرک‌ها، موقعیت‌ها و پاسخ‌های تکرارشونده به کار بیاید، بدون اینکه درباره جنبه دینی موضوع داوری کند.

این تفاوت روی تصمیم بعدی اثر دارد. در چنین شرایطی، هدف فقط ساختن یک سیستم قوی‌تر برای خودکنترلی نیست و موضوع ممکن است به ارزیابی و کمک تخصصی نیاز داشته باشد.

اختلال مصرف مواد با مسیله ساده کمبود اراده یکی نیست و درمان‌های تخصصی برای آن وجود دارد. همچنین در اختلال وسواس فکری‌عملی ممکن است رفتارهای اجباری تکرارشونده وجود داشته باشد و درمان‌های مشخصی مانند CBT همراه با مواجهه و جلوگیری از پاسخ برای OCD به‌کار می‌روند. برای بخش مربوط به مصرف مواد، راهنمای علمی NIDA درباره اعتیاد و اختلال مصرف مواد منبع رسمی و مرتبطی برای مطالعه بیشتر است.

این مقاله قرار نیست چنین شرایطی را تشخیص دهد. مرز عملی آن روشن است. اگر رفتار از سطح یک الگوی روزمره قابل مدیریت خارج شده و آسیب جدی ایجاد می‌کند، انتخاب بعدی فقط پیدا کردن ترفند بهتر برای تغییر عادت نیست.

جمع‌بندی تغییر عادت

برای تغییر عادت لازم نیست یک‌باره آدم متفاوتی شوید یا همه توصیه‌های این راهنما را هم‌زمان اجرا کنید.

یک رفتار مشخص را انتخاب کنید. چند بار وقوع واقعی آن را ثبت کنید. ببینید چه محرکی قبل از آن می‌آید، رفتار در همان لحظه چه چیزی به شما می‌دهد و کدام بخش سیستم قابل تغییر است.

بعد یک اهرم را انتخاب کنید و در زندگی واقعی آزمایشش کنید.

اگر جواب نداد، فقط تلاش را بیشتر نکنید. مشخص کنید مشکل در کدام بخش بوده است. محرک، دسترسی، پاسخ جایگزین، شرایط اجرای رفتار یا نحوه برخورد با لغزش.

برای تغییر عادت، مهم است یک لغزش را پایان برنامه ندانید. آن را داده‌ای ببینید که نشان می‌دهد برنامه در کدام شرایط هنوز نیاز به اصلاح دارد.

قدم بعدی ساده است. برگه تصمیم این مقاله بهکام‌راد را پر کنید و در چند موقعیت واقعی ببینید پاسخ جدید واقعا در همان لحظه قابل اجراست یا فقط روی کاغذ خوب به نظر می‌رسد.

سوالات متداول درباره تغییر عادت

آیا باید قبل از شروع، علت عادت بد را کاملا بفهمم؟

نه. برای تغییر عادت لازم نیست قبل از شروع، توضیح کاملی درباره همه علت‌های رفتار داشته باشید. کافی است چند موقعیت واقعی را مشاهده کنید و الگوهای قابل استفاده را پیدا کنید. رفتار چه زمانی و کجا رخ می‌دهد، چه چیزی قبل از آن اتفاق می‌افتد و چه نتیجه فوری دارد.

اگر هنوز محرک را نمی‌شناسید، فعلا کار اصلی مشاهده است، نه ساختن برنامه پیچیده.

اگر یک عادت در چند موقعیت متفاوت رخ می‌دهد، یک برنامه برای همه آن‌ها کافی است؟

نه همیشه. یک رفتار مشابه ممکن است در موقعیت‌های مختلف با محرک‌ها یا کارکردهای متفاوت فعال شود.

اگر برنامه تغییر عادت در یک موقعیت جواب می‌دهد و در موقعیت دیگر نه، این تفاوت را نادیده نگیرید. دو موقعیت را جداگانه بررسی کنید و ببینید آیا به پاسخ یا مانع متفاوتی نیاز دارند.

آیا بهتر است فقط یک عادت را تغییر دهم یا چند عادت را هم‌زمان؟

اگر قبلا چند بار برنامه‌های تغییر را نیمه‌کاره رها کرده‌اید، شروع با یک رفتار مشخص تحلیل را ساده‌تر می‌کند.

فایده اصلی این نیست که تغییر چند عادت همیشه اشتباه است. مزیت شروع متمرکز این است که اگر برنامه تغییر عادت کار نکرد، راحت‌تر می‌فهمید مشکل از کدام بخش بوده است.

اگر عادت بد را کنار بگذارم اما رفتار مشابه دیگری جای آن را بگیرد چه؟

این اتفاق می‌تواند نشانه‌ای باشد که فقط شکل رفتار را محدود کرده‌اید، اما نتیجه فوری یا نیازی که آن رفتار پوشش می‌داد هنوز باقی است.

اگر محدود کردن یک مسیر فقط باعث انتقال همان الگو به مسیر دیگری می‌شود، دوباره به موقعیت فعال‌کننده و نتیجه فوری رفتار برگردید. برای تغییر عادت، شاید نقطه اصلی مداخله خود ابزار نباشد.

اگر رفتار جایگزین روی کاغذ خوب است اما در لحظه انجامش نمی‌دهم چه؟

اول بررسی کنید آیا رفتار جایگزین در همان موقعیت واقعا قابل اجراست و شروع آن به اندازه کافی آسان است.

بعد ببینید آیا به نیاز فوری آن لحظه پاسخ می‌دهد.

اگر جایگزین زمان، ابزار یا انرژی زیادی می‌خواهد یا کارکرد رفتار قبلی را نادیده می‌گیرد، مشکل فقط اجرای شما نیست. برای تغییر عادت، خود جایگزین هم ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشد.

آیا هر رفتار تکراری را می‌توان عادت دانست؟

نه. تکراری بودن به‌تنهایی کافی نیست. در پژوهش‌های عادت، خودکارشدن پاسخ در برابر نشانه‌های زمینه‌ای بخش مهم مفهوم عادت است.

بعضی رفتارهای تکراری هدفمند هستند و بعضی رفتارهای اجباری یا مرتبط با اختلالات هم به ارزیابی متفاوتی نیاز دارند. بنابراین صرف تکراری بودن رفتار نباید باعث شود همه مسایل را با یک مدل تغییر عادت توضیح دهید.

از کجا بفهمم باید برنامه تغییر عادت را اصلاح کنم، نه اینکه فقط بیشتر تلاش کنم؟

اگر در چند فرصت مشابه همان مانع تکرار می‌شود، آن مانع را اطلاعاتی درباره طراحی برنامه تغییر عادت در نظر بگیرید.

ببینید شکست بیشتر در کجا رخ می‌دهد. آیا محرک همچنان فعال است؟ رفتار قبلی بیش از حد آسان است؟ پاسخ جایگزین عملی نیست؟ یا برنامه برای آن موقعیت مشخص نیست؟

اگر یک الگوی شکست در تغییر عادت تکرار می‌شود، تکرار همان برنامه با فشار بیشتر تنها گزینه نیست. همان بخش مشخص را تغییر دهید و دوباره در موقعیت واقعی آزمایش کنید.

نویسنده این مطلب