ارزش‌های شخصی چیستند؟ راهنمای شناخت و اولویت‌بندی ارزش‌ها

ارزش های شخصی
امیدواریم از خواندن این مطلب لذت ببرید

پاسخ سریع

ارزش‌های شخصی اولویت‌های نسبتا پایداری هستند که به انتخاب‌ها و شیوه زندگی ما جهت می‌دهند، نه هدف‌هایی که با رسیدن به آن‌ها تمام شوند. برای استفاده از این ارزش‌ها باید معنای شخصی هرکدام را روشن کنید، در دوراهی‌های واقعی هزینه و اولویت آن‌ها را بسنجید و برای هر ارزش رفتار مشخصی در نظر بگیرید.

نکات کلیدی در مورد: ارزش‌های شخصی

  • نظریه کلاسیک شوارتز ۱۰ ارزش بنیادی را معرفی می‌کند و نسخه پالایش‌شده همان ساختار انگیزشی را به ۱۹ ارزش دقیق‌تر تفکیک می‌کند.
  • یک رفتار منفرد برای تشخیص ارزش کافی نیست، چون ترس، محدودیت‌ها، فشار اجتماعی و ارزش‌های رقیب نیز می‌توانند بر انتخاب و رفتار اثر بگذارند.
  • تاثیر خانواده و فرهنگ بر شکل‌گیری یک ارزش به معنای غیرواقعی‌بودن آن نیست و مهم این است که امروز آن اولویت را برای خودتان تایید کنید.
  • پرسشنامه PVQ-40 در نظریه شوارتز شامل ۴۰ گویه برای سنجش ۱۰ ارزش بنیادی است، اما مخفف PVQ در منابع مرتبط با ACT به ابزار متفاوتی نیز اشاره می‌کند.
  • ارزش‌ها از ترجیح‌های لحظه‌ای پایدارترند، اما اهمیت و ترتیب آن‌ها ممکن است با تجربه‌های تازه و تغییر شرایط زندگی جابه‌جا شود.

این مقاله به چه سوالات و چالش‌های مهمی جواب می‌دهد؟

آیا دو نفر با هدف یکسان، ارزش‌های یکسانی دارند؟

خیر. یادگیری یک مهارت ممکن است برای یک نفر بیانگر رشد و خودراه‌بری باشد و برای فردی دیگر به امنیت شغلی یا موفقیت مربوط شود.

چطور بفهمم خانواده برای من یک ارزش است یا فقط یک حوزه زندگی؟

از خودتان بپرسید در رابطه با خانواده چگونه می‌خواهید رفتار کنید. پاسخ‌هایی مانند حضور، مراقبت، وفاداری و حمایت، جهت ارزشی روشن‌تری از واژه کلی خانواده دارند.

اگر با فرد دیگری درباره احترام یا آزادی اختلاف داشته باشم، چطور گفت‌وگو کنم؟

اختلاف را به یک تصمیم یا رفتار مشخص تبدیل کنید. هر طرف توضیح دهد آن ارزش برایش چه معنایی دارد، چه چیزی غیرقابل‌قبول است و درباره کدام بخش می‌تواند مذاکره کند.

آیا هماهنگی با ارزش‌های شخصی برای انتخاب شغل کافی است؟

خیر. مهارت‌ها، محدودیت‌های مالی، فرصت‌های موجود، شرایط زندگی و ویژگی‌های شغل نیز اهمیت دارند و ارزش‌ها کمک می‌کنند هزینه هر انتخاب را در کنار این عوامل بسنجید.

آیا برای پیگیری یک ارزش باید خود آن را اندازه‌گیری کنم؟

خیر، ارزش مانند یک هدف یا اقدام مشخص اندازه‌گیری نمی‌شود. برای پیگیری عملی می‌توانید هدف و رفتارهای مرتبط با آن ارزش را مشخص کنید.

فهرست مطالب۴۱ عنوان

گاهی مسیله این نیست که «کدام انتخاب بهتر است»، بلکه این است که «در این انتخاب، چه چیزی برای من مهم‌تر است». ممکن است دو شغل، دو مسیر تحصیلی، دو سبک زندگی یا دو واکنش متفاوت هرکدام مزایای قابل دفاعی داشته باشند. در چنین موقعیتی، داشتن چند واژه مثل آزادی، خانواده، موفقیت و صداقت به‌تنهایی تصمیم را آسان نمی‌کند. شناخت ارزش‌های شخصی کمک می‌کند بفهمید هرکدام از این اولویت‌ها برای شما چه معنایی دارند و وقتی با هم درگیر می‌شوند، کدام‌یک باید در تصمیم فعلی وزن بیشتری بگیرد.

ارزش‌های شخصی را می‌توان اولویت‌های انگیزشی نسبتا پایدار درباره چیزهایی دانست که برای ما مهم‌اند و به انتخاب‌ها و ارزیابی‌های ما جهت می‌دهند. در نظریه ارزش‌های بنیادی شوارتز، ارزش‌ها هدف‌های فراموقعیتی با اهمیت‌های متفاوت‌اند که به‌عنوان اصول راهنما در زندگی عمل می‌کنند. در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا ACT نیز ارزش بیشتر به جهتی نزدیک است که می‌خواهیم در رفتار خود دنبال کنیم. یعنی کیفیتی از عمل که می‌توان بارها آن را زندگی کرد، نه مقصدی که یک بار به آن برسیم و تمام شود.

این دو نگاه دو پرسش مکمل را روشن می‌کنند. مدل شوارتز کمک می‌کند بفهمیم چه اولویت‌هایی داریم و چرا بعضی از آن‌ها ممکن است با یکدیگر در تنش باشند. نگاه ACT کمک می‌کند از خود بپرسیم این ارزش قرار است امروز و این هفته در رفتار ما چگونه دیده شود. برای آشنایی با جایگاه ارزش‌ها در این رویکرد، توضیح شش فرایند اصلی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را می‌توانید در منبع تخصصی آن بخوانید.

بنابراین شناخت ارزش‌های شخصی فقط پیدا کردن چند واژه درباره خودمان نیست. ارزش وقتی کاربردی می‌شود که در یک انتخاب واقعی نشان دهد چه چیزی را می‌خواهیم حفظ کنیم، حاضر به پرداخت چه هزینه‌ای هستیم و قدم بعدی ما باید در چه جهتی باشد. برای تشخیص این اولویت‌ها، تمرین‌های خودآگاهی و شناخت بهتر خود می‌توانند نقطه شروع خوبی باشند.

ارزش‌های شخصی دقیقا چیستند؟

ارزش‌های شخصی دقیقا چیستند؟

ارزش شخصی چیزی است که برای فرد آن‌قدر مهم است که می‌تواند در انتخاب، قضاوت و شیوه عمل او نقش راهنما داشته باشد. ارزش‌ها به یک موقعیت خاص محدود نمی‌شوند. اگر استقلال برای شما مهم باشد، احتمالا فقط هنگام انتخاب شغل مطرح نمی‌شود و ممکن است در نحوه یادگیری، رابطه، مدیریت پول یا تصمیم‌گیری نیز خودش را نشان دهد.

این نکته در استفاده از ارزش‌های شخصی اهمیت زیادی دارد. اگر چیزی فقط برای رسیدن به یک نتیجه مشخص اهمیت داشته باشد، احتمال دارد بیشتر با هدف یا خواسته روبه‌رو باشیم تا با ارزش.

ارزش با «هر چیزی که دوست دارم» هم یکی نیست. ممکن است خانه بزرگ، درآمد بالا، شهرت، ازدواج، مهاجرت یا پایان یک دوره تحصیلی را بخواهید. این‌ها می‌توانند هدف، نتیجه یا وضعیت مطلوب باشند. برای نزدیک‌شدن به ارزش پشت آن‌ها باید یک مرحله عقب‌تر بروید و بپرسید اگر به این نتیجه برسم، چه چیز مهمی در زندگی من محقق می‌شود یا می‌خواهم چگونه زندگی کنم.

ممکن است پاسخ شما استقلال، امنیت، یادگیری، ارتباط، ماجراجویی یا اثرگذاری باشد. این پاسخ برای تصمیم‌گیری کاربردی‌تر از خود هدف است، چون ممکن است بعدها هدف دیگری پیدا کنید که همان ارزش را به شکل دیگری دنبال کند.

ارزش‌های شخصی الزاما به معنای فضیلت اخلاقی نیستند. در مدل شوارتز، قدرت، موفقیت، لذت‌گرایی، امنیت و خودراه‌بری نیز در کنار خیرخواهی و جهان‌شمول‌گرایی جزو انواع انگیزشی ارزش‌اند. پس هدف این نیست که فقط کلماتی را انتخاب کنید که از نظر اجتماعی پسندیده به نظر می‌رسند. باید ببینید چه اولویت‌هایی واقعا برای شما وزن دارند و هنگام تعارض چگونه بر انتخاب شما اثر می‌گذارند.

یک تعریف عملی از ارزش‌های شخصی

می‌توان ارزش شخصی را کیفیت یا جهت مهمی دانست که می‌خواهید در انتخاب‌ها و رفتارهای تکرارشونده خود حفظ کنید.

این تعریف کمک می‌کند بین «آنچه می‌خواهم به دست بیاورم» و «چگونه می‌خواهم زندگی کنم» تفاوت بگذارید.

مثلا داشتن یک خانواده صمیمی می‌تواند یک وضعیت مطلوب باشد. اما برای تبدیل آن به چیزی که بتواند رفتار شما را هدایت کند باید بپرسید در رابطه با خانواده چگونه می‌خواهم باشم. پاسخ ممکن است حضور، مراقبت، وفاداری، صداقت، حمایت یا مسیولیت‌پذیری باشد.

به همین شکل، موفق شدن به‌تنهایی هنوز برای تصمیم‌گیری مبهم است. برای یک نفر موفقیت ممکن است با تسلط و پیشرفت معنا پیدا کند و برای دیگری با اثرگذاری، یادگیری یا اعتبار. تا وقتی معنای شخصی آن روشن نشده باشد، واژه موفقیت به‌تنهایی نمی‌گوید در یک دوراهی باید چه انتخابی انجام دهید.

ارزش‌های شخصی با هدف، باور، ویژگی شخصیتی، عادت و خواسته چه فرقی دارند؟

ارزش‌های شخصی با هدف، باور، ویژگی شخصیتی، عادت و خواسته چه فرقی دارند؟

شناخت ارزش‌های شخصی از جایی سخت می‌شود که چند مفهوم نزدیک را به جای هم استفاده می‌کنیم. تفاوت اصلی این است که ارزش به زندگی جهت می‌دهد، هدف نقطه‌ای قابل دستیابی است، باور چیزی است که آن را درست یا واقعی می‌دانیم، ویژگی شخصیتی الگوی نسبتا پایدار رفتاری یا هیجانی است و عادت رفتاری است که با تکرار شکل گرفته است. برای دقیق‌ترشدن این تمایز، می‌توانید نقش باورها و افکار در زندگی و تاثیر آن‌ها بر انتخاب‌ها را جداگانه بررسی کنید.

در تصمیم واقعی، این تفاوت مهم است. اگر چیزی را هدف بدانید، سوال شما این است که چطور به آن برسم. اما اگر با یک ارزش روبه‌رو باشید، سوال مهم‌تر این است که چطور در مسیر رسیدن یا نرسیدن به هدف، همچنان در این جهت زندگی کنم.

مفهوم سوال اصلی نمونه
ارزش چگونه می‌خواهم در طول مسیر زندگی کنم و چه چیزی برایم مهم است؟ یادگیرندگی، استقلال، مراقبت، عدالت
هدف دقیقا به چه نتیجه‌ای می‌خواهم برسم؟ پایان یک دوره تحصیلی، تمام‌کردن پروژه، پس‌انداز مبلغ مشخص
باور چه چیزی را درست یا واقعی می‌دانم؟ «تمرین منظم باعث پیشرفت می‌شود.»
ویژگی شخصیتی چگونه فکر، احساس یا رفتار می‌کنم؟ برون‌گرایی، وظیفه‌شناسی
عادت چه رفتاری را به‌صورت تکرارشونده انجام می‌دهم؟ مطالعه پیش از خواب
حوزه زندگی این موضوع مربوط به کدام بخش زندگی من است؟ خانواده، کار، سلامت، دوستی
نتیجه یا خواسته دوست دارم چه وضعیتی به دست بیاورم؟ محبوبیت، درآمد بیشتر، آرامش بیشتر

یک آزمایش ساده برای تشخیص ارزش از هدف این است که بپرسید آیا می‌توانم این مورد را یک بار برای همیشه تیک بزنم و تمام کنم. اگر پاسخ بله باشد، احتمالا بیشتر با یک هدف یا نتیجه طرف هستید.

نوشتن یک کتاب می‌تواند تمام شود، پس هدف است. اما خلاق بودن یا با دقت و صداقت نوشتن می‌تواند بعد از انتشار همان کتاب نیز ادامه پیدا کند. این تفاوت در عمل مهم است، چون ارزش می‌تواند برای هدف بعدی هم به شما جهت بدهد.

بعضی واژه‌ها در نگاه اول ارزش به نظر می‌رسند اما هنوز بیش از حد کلی‌اند. سلامت، خانواده یا کار در گفت‌وگوی روزمره ممکن است ارزش نامیده شوند، اما برای تصمیم‌گیری بیشتر شبیه حوزه‌های زندگی هستند. اگر خانواده را انتخاب کرده‌اید، هنوز باید بپرسید در خانواده چگونه می‌خواهم حضور داشته باشم.

تا وقتی نتوانید این سوال را پاسخ دهید، ممکن است دو نفر هر دو بگویند خانواده برای من مهم است اما هنگام یک تصمیم واحد منظور کاملا متفاوتی داشته باشند.

چرا شناخت ارزش‌های شخصی مهم است؟

شناخت ارزش‌های شخصی قرار نیست یک پاسخ آماده برای همه تصمیم‌های زندگی تولید کند. فایده اصلی آن این است که معیارهای پنهان پشت انتخاب را روشن‌تر می‌کند.

فرض کنید میان دو گزینه شغلی مردد هستید. اگر فقط حقوق، عنوان شغلی یا سایر مزایای بیرونی را مقایسه کنید، ممکن است هنوز ندانید چرا یکی از گزینه‌ها با وجود مزایای خوب برایتان مناسب به نظر نمی‌رسد. اگر بدانید استقلال، امنیت، یادگیری و حضور در خانواده برای شما چه وزنی دارند، می‌توانید ببینید هر گزینه کدام اولویت را بیشتر تامین می‌کند و هزینه آن برای ارزش دیگر چیست.

اینجاست که ارزش‌های شخصی به ابزار تصمیم تبدیل می‌شوند. نه با حذف دشواری انتخاب، بلکه با روشن‌کردن اینکه دقیقا چه چیزی را در انتخاب به دست می‌آورید و چه چیزی را عقب می‌گذارید. پس از مشخص‌شدن اولویت‌ها، آشنایی با مراحل تصمیم گیری بهتر می‌تواند به سنجیدن گزینه‌ها کمک کند.

در عین حال نباید از روی یک رفتار منفرد درباره ارزش‌های شخصی خود یا دیگران نتیجه‌گیری قطعی کرد. رابطه ارزش و رفتار برای همه ارزش‌ها یکسان نیست و فشارهای هنجاری نیز می‌توانند بر این رابطه اثر بگذارند. بنابراین یک رفتار به‌تنهایی سند قطعی یک ارزش نیست.

اگر می‌خواهید ارزش‌های شخصی خود را بهتر بشناسید، به الگوی انتخاب‌های تکرارشونده، موقعیت‌های دشوار و رفتار در چند زمینه نگاه کنید. این نگاه جلوی یک اشتباه رایج را می‌گیرد. اینکه فقط چون یک بار برخلاف یک ارزش رفتار کرده‌اید، نتیجه بگیرید آن ارزش برای شما واقعی نیست.

شناخت ارزش‌های شخصی همچنین به دیدن تعارض‌ها کمک می‌کند. ممکن است هم پیشرفت شغلی برایتان مهم باشد و هم حضور در خانواده. ممکن است هم استقلال بخواهید و هم امنیت. مسیله این نیست که یکی از این ارزش‌ها حتما اشتباه است. مسیله این است که در تصمیم مشخص امروز، کدام باید وزن بیشتری بگیرد و برای ارزش دیگر چه حداقلی را نمی‌خواهید از دست بدهید. اگر می‌خواهید چنین پرسش‌هایی را در یک مسیر همراهی و گفت‌وگوی هدفمند دنبال کنید، آشنایی با کوچینگ می‌تواند نقطه شروعی برای بررسی گزینه‌های شما باشد.

نمونه‌های ارزش‌های شخصی و مدل شوارتز

نمونه‌های ارزش‌های شخصی و مدل شوارتز

اگر برای نام‌گذاری ارزش‌های شخصی به مثال نیاز دارید، مدل شوارتز نقطه شروع منظم‌تری از یک فهرست تصادفی واژه‌هاست. نظریه کلاسیک ارزش‌های بنیادی شوارتز ۱۰ نوع ارزش بنیادی را توصیف می‌کند که در یک پیوستار دایره‌ای قرار می‌گیرند. نزدیکی بعضی ارزش‌ها نشان‌دهنده سازگاری انگیزشی بیشتر است و قرارگرفتن بعضی ارزش‌ها در جهت‌های مقابل، احتمال تعارض انگیزشی را بیشتر می‌کند.

کاربرد این مدل فقط پیدا کردن نام ارزش‌های شخصی نیست. مزیت مهم‌تر این است که بفهمید چرا ممکن است دو چیز که هر دو برایتان مهم‌اند، در یک تصمیم شما را به دو جهت متفاوت بکشند. برای بررسی مبنای علمی این توضیح، مقاله اصلی درباره نظریه ارزش‌های بنیادی شوارتز و ساختار دایره‌ای ارزش‌ها منبع مناسبی است.

۱۰ ارزش بنیادی در نسخه کلاسیک عبارت‌اند از

  1. خودراه‌بری با استقلال در فکر و عمل، انتخاب و خلاقیت ارتباط دارد.
  2. برانگیختگی به تازگی، تنوع و تجربه چالش مربوط است.
  3. لذت‌گرایی به لذت و خشنودی حسی مربوط می‌شود.
  4. موفقیت به نشان‌دادن شایستگی بر اساس معیارهای اجتماعی مربوط است.
  5. قدرت به جایگاه، کنترل منابع یا نفوذ بر افراد مربوط می‌شود.
  6. امنیت با ایمنی، ثبات و هماهنگی برای خود و جامعه ارتباط دارد.
  7. همنوایی به مهار رفتارهایی مربوط است که می‌توانند دیگران را ناراحت کنند یا هنجارها را نقض کنند.
  8. سنت به احترام، پذیرش و تعهد نسبت به آداب و ایده‌های فرهنگی یا دینی مربوط است.
  9. خیرخواهی به حفظ و تقویت رفاه افرادی مربوط می‌شود که با آن‌ها تماس نزدیک داریم.
  10. جهان‌شمول‌گرایی به فهم، قدردانی، مدارا و حمایت از رفاه انسان‌ها و طبیعت مربوط است.

این فهرست را بهتر است جواب نهایی «ارزش‌های شخصی من چیست؟» ندانید. نقش آن بیشتر شبیه یک چارچوب برای نام‌گذاری و مقایسه است. اگر مثلا میان امنیت و خودراه‌بری کشمکش احساس می‌کنید، مدل کمک می‌کند آن تعارض را نام‌گذاری کنید. اما اینکه در تصمیم مشخص شما کدام‌یک باید جلوتر باشد، همچنان به اولویت‌های خودتان بستگی دارد.

نسخه پالایش‌شده نظریه شوارتز همین پیوستار انگیزشی را با ۱۹ ارزش دقیق‌تر تفکیک می‌کند. بنابراین اگر در یک منبع ۱۰ ارزش و در منبع دیگری ۱۹ ارزش می‌بینید، نباید فورا تصور کنید یکی از آن‌ها اشتباه است. یکی مدل کلاسیک و دیگری تفکیک ریزتر همان ساختار است.

در سطح بالاتر، این ساختار را می‌توان در چهار جهت کلی هم دید. گشودگی به تغییر، حفظ و ثبات، ارتقای خود و فراروی از خود. کاربرد عملی این طبقه‌بندی حفظ‌کردن نام‌ها نیست. مهم‌تر این است که بتوانید تشخیص دهید هنگام یک تصمیم، کدام جهت‌ها با یکدیگر همراه‌اند و کدام‌ها هزینه متقابل ایجاد می‌کنند.

مدل Shalom H. Schwartz قرار نیست به شما بگوید باید کدام ارزش را داشته باشید. لازم هم نیست واژه‌ای که برای ارزش خود انتخاب می‌کنید دقیقا یکی از برچسب‌های Theory of Basic Human Values باشد. مدل علمی می‌تواند زبان و ساختار بدهد، اما ارزش‌های شخصی زمانی برای شما کاربردی می‌شوند که بتوانید توضیح دهید در زندگی خودتان چه معنایی دارند.

چگونه ارزش‌های شخصی خود را پیدا کنیم؟

برای پیدا کردن ارزش‌های شخصی، به‌جای انتخاب فوری چند کلمه جذاب، بهتر است از شواهد زندگی خودتان شروع کنید و بعد نام مناسب را روی الگو بگذارید. این روش احتمال اینکه فقط ارزش‌های خوب‌به‌نظررسیده را انتخاب کنید کمتر می‌کند و سریع‌تر شما را به چیزی می‌رساند که در تصمیم واقعی قابل استفاده است.

۱. موقعیت‌هایی را پیدا کنید که واقعا برایتان مهم بوده‌اند

سه نوع موقعیت را مرور کنید. لحظاتی که از انتخاب خودتان عمیقا راضی بوده‌اید، موقعیت‌هایی که از رفتار خود یا دیگران به‌شدت ناراحت شده‌اید و تصمیم‌هایی که حاضر بوده‌اید برایشان هزینه بدهید.

بعد از هر موقعیت فقط نپرسید چه احساسی داشتم. بپرسید در این موقعیت چه چیز مهمی برای من حفظ شد یا زیر پا رفت.

فرض کنید از تصمیمی رضایت زیادی داشته‌اید. مهم فقط این نیست که نتیجه خوب بوده است. بررسی کنید دقیقا کدام بخش انتخاب برایتان مهم بوده است. استقلال در تصمیم، یادگیری، مراقبت از دیگری، امنیت یا چیز دیگری.

احساسات می‌توانند سرنخ باشند، اما خود احساس ارزش نیست و به‌تنهایی چیزی را ثابت نمی‌کند. خشم ممکن است به بی‌عدالتی مربوط باشد، اما می‌تواند از تهدید جایگاه، کنترل یا امنیت هم آمده باشد. بنابراین به‌جای نتیجه‌گیری از یک موقعیت، چند موقعیت را کنار هم قرار دهید و دنبال الگو بگردید.

۲. آدم‌هایی را که تحسین می‌کنید بررسی کنید

به‌جای اینکه فقط بپرسید دوست دارم مثل چه کسی باشم، سوال را دقیق‌تر کنید. دقیقا کدام شیوه رفتارش را تحسین می‌کنم؟

ممکن است فردی را به خاطر شجاعتش تحسین کنید، اما شهرت، ثروت یا سبک زندگی او برایتان مهم نباشد. اگر این تفاوت را نبینید، ممکن است نتیجه بیرونی زندگی یک نفر را با ارزشی که در رفتار او تحسین می‌کنید اشتباه بگیرید.

تمرکز روی رفتار کمک می‌کند از شخص فاصله بگیرید و کیفیتی را پیدا کنید که واقعا برای خودتان مهم است.

۳. بررسی کنید ارزش انتخابی چقدر واقعا مال شماست

ارزش‌های شخصی در خلا اجتماعی شکل نمی‌گیرند و خانواده، فرهنگ، تجربه و محیط می‌توانند بر اولویت‌های ما اثر بگذارند. بنابراین اینکه یک ارزش از محیط تاثیر گرفته باشد به‌خودی‌خود به معنی جعلی‌بودن آن نیست.

سوال کاربردی‌تر این است که آیا امروز آن ارزش را برای خودتان تایید می‌کنید یا فقط احساس می‌کنید باید آن را مهم بدانید.

یکی از سوال‌هایی که می‌تواند این تفاوت را روشن‌تر کند این است که اگر هیچ‌کس از این انتخاب باخبر نمی‌شد و هیچ تحسین یا سرزنشی در کار نبود، باز هم می‌خواستید در این جهت رفتار کنید؟

پاسخ منفی الزاما آن ارزش را باطل نمی‌کند. اما نشان می‌دهد فشار اجتماعی یا نیاز به تایید ممکن است بخشی از تصمیم باشد و بهتر است پیش از اولویت‌دادن به آن، این بخش را هم ببینید. اگر می‌خواهید این الگوها را در کنار هدف‌ها و انتخاب‌های خود بررسی کنید، آشنایی با کوچینگ شخصی و مسیر اقدام می‌تواند مفید باشد.

۴. برچسب‌های کلی را به کیفیت عمل تبدیل کنید

اگر فهرست ارزش‌های شخصی شما پر از واژه‌هایی مثل خانواده، پول، شغل، سلامت، موفقیت و آرامش است، هنوز یک مرحله دیگر لازم دارید.

برای هر مورد بپرسید در این حوزه دقیقا چگونه می‌خواهم باشم یا عمل کنم.

چند تبدیل ساده می‌تواند منظور را روشن کند

  • خانواده می‌تواند برای شما به حضور، مراقبت، وفاداری یا حمایت مربوط باشد.
  • کار می‌تواند با یادگیری، دقت، خلاقیت، اثرگذاری یا استقلال معنا پیدا کند.
  • پول می‌تواند به امنیت، آزادی انتخاب، مسیولیت یا توان حمایت مربوط باشد.
  • سلامت می‌تواند با خودمراقبتی، پایداری یا احترام به محدودیت‌های بدن معنا پیدا کند.
  • موفقیت می‌تواند با تسلط، رشد، رقابت، اثرگذاری یا اعتبار تعریف شود.

این مرحله تفاوت بزرگی در تصمیم‌گیری ایجاد می‌کند. دو نفر ممکن است هر دو بگویند پول برایشان مهم است، اما یکی آن را بیشتر با امنیت مرتبط بداند و دیگری با آزادی انتخاب. در یک تصمیم شغلی، این دو برداشت الزاما به یک نتیجه نمی‌رسند.

پس تا وقتی واژه انتخابی شما نتواند توضیح دهد در این حوزه چگونه می‌خواهید زندگی کنید، هنوز ممکن است بیش از حد کلی باشد.

۵. ارزش‌های شخصی را با دوراهی‌های واقعی اولویت‌بندی کنید

فهرست ارزش‌های شخصی زمانی جدی می‌شود که دو ارزش مهم شما را در دو جهت متفاوت بکشند. به همین دلیل بهتر است اولویت‌بندی را در یک تصمیم واقعی آزمایش کنید، نه با رتبه‌دادن انتزاعی به کلمات.

فرض کنید یک فرصت شغلی درآمد و پیشرفت بیشتری دارد اما زمان شما برای خانواده را شدیدا کم می‌کند. در اینجا فقط اینکه پیشرفت و خانواده هر دو برای شما مهم‌اند، تصمیم را حل نمی‌کند.

سه سوال کمک می‌کنند

  • اگر فقط یکی از این دو ارزش در این تصمیم بیشتر تامین شود، کدام را انتخاب می‌کنم؟
  • هزینه‌ای که حاضر نیستم برای آن انتخاب بدهم چیست؟
  • برای ارزش دوم چه حداقل قابل قبولی باید حفظ شود؟

این سوال‌ها شما را مجبور نمی‌کنند یکی از ارزش‌ها را برای همیشه حذف کنید. فقط روشن می‌کنند در این تصمیم مشخص چه چیزی در اولویت قرار می‌گیرد و چه چیزی نباید کاملا قربانی شود.

۶. هر ارزش را با رفتار قابل مشاهده آزمایش کنید

برای هرکدام از ارزش‌های شخصی مهم این جمله را کامل کنید. اگر این ارزش را این هفته زندگی کنم، چه رفتاری دیده می‌شود؟

اگر پاسخ فقط یک احساس یا نتیجه باشد، هنوز باید دقیق‌تر شوید.

اگر یادگیری برایتان مهم است، ممکن است در رفتار به شکل مطالعه منظم، درخواست بازخورد یا تمرین یک مهارت دیده شود. اگر مراقبت مهم است، ممکن است به شکل گوش‌دادن بدون حواس‌پرتی یا انجام یک مسیولیت مشخص ظاهر شود.

هدف این تمرین اثبات ارزش نیست. هدف این است که ببینید واژه‌ای که انتخاب کرده‌اید واقعا می‌تواند به رفتار جهت بدهد یا فقط در سطح یک مفهوم زیبا باقی مانده است. اگر می‌دانید چه کاری با ارزش‌هایتان هماهنگ است اما مدام شروعش را عقب می‌اندازید، شناخت علت‌های اهمال کاری و راهکارهای عملی مقابله با آن کمک‌کننده است.

از کجا بفهمیم ارزش‌های شخصی واقعی‌اند یا فقط انتظار دیگران؟

از کجا بفهمیم ارزش‌های شخصی واقعی‌اند یا فقط انتظار دیگران؟

هیچ آزمون واحدی نمی‌تواند با قطعیت بگوید یک ارزش واقعی است، اما می‌توانید کیفیت انتخاب خود را بررسی کنید. ارزش انتخابی باید برای خودتان معنای روشن داشته باشد، در بیش از یک موقعیت قابل تشخیص باشد و بتوانید برای آن رفتار مشخص تعریف کنید.

اگر کلمه‌ای را فقط به این دلیل انتخاب کرده‌اید که محترمانه، اخلاقی، حرفه‌ای یا تحسین‌برانگیز به نظر می‌رسد، هنوز معلوم نیست چه جایگاهی در زندگی شما دارد.

سه سوال می‌تواند کمک کند

  • وقتی این ارزش برای من هزینه دارد، آیا باز هم مهم است؟
  • آیا در انتخاب‌های گذشته نشانه‌ای از آن می‌بینم؟
  • اگر کسی از رفتارم مطلع نشود، آیا باز هم مایلم در این جهت حرکت کنم؟

این پرسش‌ها قرار نیست یک ارزش را قبول یا رد کنند. کارشان این است که فاصله میان ارزش انتخاب‌شده و دلیل واقعی انتخاب آن را روشن‌تر کنند. برای اینکه بدانید چنین دغدغه‌هایی چگونه می‌توانند موضوع گفت‌وگو باشند، آشنایی با موضوعات قابل بررسی در کوچینگ دید دقیق‌تری به شما می‌دهد.

در مقابل، اگر همیشه مطابق ارزش‌های شخصی خود رفتار نکرده‌اید، فورا نتیجه نگیرید که آن ارزش واقعی نیست. رفتار می‌تواند تحت تاثیر عادت، ترس، محدودیت، فشار اجتماعی یا ارزش رقیب قرار بگیرد. اگر یک الگوی تکراری مانع عمل‌کردن به ارزش‌هایتان می‌شود، راهکارهای تغییر عادت‌های بد می‌توانند به بررسی و اصلاح آن کمک کنند.

مثلا اگر استقلال برایتان مهم است اما در یک موقعیت خاص از تصمیم مستقل خود صرف‌نظر کرده‌اید، پیش از کنارگذاشتن این ارزش بررسی کنید آیا امنیت، رابطه یا محدودیت دیگری در همان موقعیت وزن بیشتری پیدا کرده است.

فاصله بین آنچه مهم می‌دانید و آنچه انجام می‌دهید فقط یک تناقض نیست. همین فاصله می‌تواند نشان دهد کجا باید تصمیم بعدی خود را دقیق‌تر بررسی کنید.

اگر ارزش‌های شخصی با هم تعارض داشته باشند چه کنیم؟

تعارض میان ارزش‌های شخصی می‌تواند طبیعی باشد، چون بعضی انگیزه‌ها در یک تصمیم مشخص ما را به جهت‌های متفاوت می‌کشند. ساختار دایره‌ای نظریه شوارتز نیز نشان می‌دهد که میان برخی ارزش‌ها سازگاری و میان برخی دیگر تعارض انگیزشی بیشتری وجود دارد.

برای حل این تعارض، سوال «مهم‌ترین ارزش زندگی من چیست؟» همیشه بهترین سوال نیست. ممکن است پاسخ کلی داشته باشید اما مسیله شما همچنان حل نشود.

سوال کاربردی‌تر این است که در این تصمیم مشخص و در این مقطع، کدام ارزش باید وزن بیشتری بگیرد و چگونه می‌توان ارزش دیگر را تا حدی حفظ کرد.

یک چارچوب ساده برای بررسی تعارض ارزش‌های شخصی

  1. تصمیم را دقیق تعریف کنید، نه اینکه درباره کل زندگی حکم بدهید.
  2. دو یا سه ارزش درگیر را نام ببرید.
  3. توضیح دهید هر گزینه کدام ارزش را تقویت و کدام را محدود می‌کند.
  4. هزینه هر انتخاب را صریح بنویسید.
  5. برای ارزش عقب‌نشسته یک حداقل قابل قبول تعیین کنید.
  6. تصمیم بگیرید و بعد از مدتی نتیجه عملی آن را بازبینی کنید.

فرض کنید پیشرفت و حضور در خانواده هر دو برایتان مهم‌اند. قبول یک پروژه سنگین ممکن است پیشرفت را تقویت کند و حضور را کم کند.

اگر فقط بپرسید کدام ارزش برایم مهم‌تر است، ممکن است پاسخ روشنی نداشته باشید. اما اگر بپرسید آیا در این مقطع حاضر هستم برای این مقدار پیشرفت، این مقدار از حضورم کم شود، مسیله ملموس‌تر می‌شود.

ممکن است تصمیم شما قبول پروژه همراه با محدودیت روشن برای ساعات کاری باشد، یا ممکن است در این مقطع آن را رد کنید. نکته اصلی این نیست که کدام انتخاب همیشه درست است. نکته این است که هزینه ارزشی انتخاب برای خودتان روشن باشد و بعدا متوجه نشوید چیزی را قربانی کرده‌اید که حاضر به از دست‌دادنش نبوده‌اید. برای تبدیل این بررسی به یک گفت‌وگوی مرحله‌به‌مرحله درباره وضعیت فعلی، گزینه‌ها و اقدام بعدی، مدل گرو در کوچینگ چارچوبی قابل بررسی است.

چگونه ارزش‌های شخصی را به هدف و رفتار تبدیل کنیم؟

چگونه ارزش‌های شخصی را به هدف و رفتار تبدیل کنیم؟

ارزش‌های شخصی وقتی برای تصمیم‌گیری مفید می‌شوند که از سطح برچسب به سطح رفتار برسند. یک مسیر ساده برای این تبدیل، حرکت از ارزش به جهت رفتاری، بعد به هدف و در پایان به اقدام است.

این مسیر کمک می‌کند دو اشتباه را هم‌زمان کنار بگذارید. اینکه ارزش را فقط یک واژه ذهنی نگه دارید یا اینکه هدف مشخص خود را با ارزش اشتباه بگیرید.

برای نمونه، اگر یکی از ارزش‌های شخصی شما یادگیری است، جهت رفتاری می‌تواند کنجکاوانه عمل‌کردن و پذیرای بازخورد بودن باشد. هدف می‌تواند تمام‌کردن یک دوره تخصصی باشد. اقدام هم می‌تواند سه جلسه مطالعه در هفته و درخواست بازخورد روی یک تمرین باشد.

در این مثال، تمام‌کردن دوره پایان هدف است، اما پایان ارزش یادگیری نیست. بعد از تمام‌شدن دوره می‌توانید هدف دیگری انتخاب کنید که همان جهت را ادامه دهد. این تفاوت باعث می‌شود ارزش‌های شخصی فقط برای انتخاب یک هدف به کار نیایند و بعد از رسیدن به آن هدف هم جهت حرکت را حفظ کنند. برای اینکه هدف بعدی را با همین جهت هماهنگ کنید، می‌توانید مراحل هدف گذاری موثر و تبدیل هدف مبهم به اقدام واقعی را مرور کنید.

اگر ارزش شما مراقبت است، جهت رفتاری می‌تواند حضور و توجه در رابطه باشد. هدف می‌تواند بهترکردن کیفیت ارتباط با یک عضو خانواده باشد و اقدام می‌تواند یک گفت‌وگوی بدون موبایل و با گوش‌دادن فعال در هفته باشد.

اگر فقط مراقبت را در فهرست ارزش‌های شخصی بنویسید، هنوز معلوم نیست فردا باید چه کاری انجام دهید. اگر فقط یک هدف بنویسید، ممکن است بعد از تمام‌شدن آن دوباره جهت خود را گم کنید. اتصال این دو است که ارزش را عملی می‌کند.

برای هرکدام از ارزش‌های شخصی مهم سه چیز را روشن کنید

  • این ارزش برای من چه معنایی دارد؟
  • چه رفتارهایی حرکت در این جهت را نشان می‌دهند؟
  • کوچک‌ترین اقدام قابل انجام در هفته آینده چیست؟

اگر برای یک ارزش هیچ رفتار قابل مشاهده‌ای پیدا نمی‌کنید، احتمالا تعریف آن هنوز بیش از حد کلی است. در چنین حالتی، به‌جای اضافه‌کردن واژه‌های بیشتر به فهرست ارزش‌های شخصی، معنای همان ارزش را دقیق‌تر کنید.

ارزش‌های شخصی چگونه شکل می‌گیرند و آیا تغییر می‌کنند؟

ارزش‌های شخصی محصول یک عامل واحد نیستند. اجتماعی‌شدن و تجربه‌های فردی در شکل‌گیری آن‌ها نقش دارند و خانواده، گروه‌ها و نهادهای اجتماعی می‌توانند بر اولویت‌های ارزشی اثر بگذارند.

این نکته جلوی یک برداشت اشتباه را می‌گیرد. هر ارزشی که از خانواده یا فرهنگ تاثیر گرفته، لزوما «مال خود من نیست» محسوب نمی‌شود. مهم‌تر از پیدا کردن منشا یک ارزش این است که بررسی کنید آیا امروز آن اولویت را برای خودتان تایید می‌کنید یا فقط بدون بررسی آن را تکرار می‌کنید.

ارزش‌های شخصی از ترجیحات لحظه‌ای پایدارترند، اما تغییرناپذیر نیستند. شواهد پژوهشی نشان می‌دهند اهمیت یا ترتیب برخی ارزش‌ها می‌تواند تغییر کند.

اگر امروز ارزش‌های شخصی شما با پنج سال قبل فرق دارند، لازم نیست یکی را واقعی و دیگری را اشتباه بدانید. سوال مفیدتر این است که چه تجربه یا تغییر موقعیتی باعث جابه‌جایی وزن ارزش‌ها شده و آیا رفتار امروز شما هنوز با اولویت‌های فعلی‌تان هماهنگ است.

پایین‌آمدن رتبه یک ارزش هم به معنای ناپدیدشدن آن نیست. ممکن است امنیت همچنان مهم باشد اما در شرایط فعلی استقلال یا تجربه‌جویی وزن بیشتری پیدا کرده باشد.

اگر یک فهرست قدیمی از ارزش‌های شخصی دارید، بهتر است آن را حکم دایمی درباره خودتان ندانید. ارزش‌ها را در متن انتخاب‌های واقعی امروز دوباره بررسی کنید. هدف از بازبینی ارزش‌های شخصی این نیست که هر بار فهرست تازه‌ای بسازید، بلکه باید ببینید وزن و معنای آن‌ها در زندگی فعلی شما چه وضعی دارد. در دوره‌هایی که شرایط و اولویت‌ها تغییر می‌کنند، آشنایی با لایف کوچینگ و همراهی در مسیر تغییر زندگی می‌تواند راه دیگری برای بررسی انتخاب‌ها باشد.

تست ارزش‌های شخصی و PVQ چقدر کمک می‌کنند؟

تست ارزش‌های شخصی و PVQ چقدر کمک می‌کنند؟

تست ارزش‌های شخصی می‌تواند برای نام‌گذاری و مقایسه اولویت‌ها مفید باشد، اما نباید آن را دستگاه کشف «خود واقعی» در نظر گرفت. نتیجه یک ابزار سنجش بهتر است داده‌ای برای فکرکردن باشد، نه حکم نهایی درباره اینکه چه کسی هستید یا چه تصمیمی باید بگیرید.

در نظریه شوارتز، PVQ مخفف Portrait Values Questionnaire است. این ابزار با توصیف افراد فرضی، میزان شباهتی را که پاسخ‌دهنده با آن‌ها احساس می‌کند می‌سنجد و از آن برای برآورد اولویت‌های ارزشی استفاده می‌شود. نسخه کلاسیک PVQ-۴۰ دارای ۴۰ گویه و برای سنجش ۱۰ ارزش بنیادی طراحی شده است و نسخه‌های دیگری نیز برای ساختارهای متفاوت این نظریه وجود دارند. برای دیدن نمونه‌ای از کاربرد نسخه ۲۱ گویه‌ای این ابزار در پژوهش‌های بین‌المللی، گزارش مقیاس ارزش‌های انسانی پیمایش اجتماعی اروپا را ببینید.

در استفاده از نتیجه چنین آزمونی، سوال مهم این نیست که تست گفت مهم‌ترین ارزش من چیست. سوال بهتر این است که آیا این نتیجه با معنایی که برای این ارزش دارم، انتخاب‌های گذشته من و رفتارهایی که حاضر هستم انجام دهم همخوانی دارد.

یک نکته دیگر این است که مخفف PVQ فقط در یک بافت استفاده نشده است. در منابع مرتبط با ACT، ابزار جداگانه‌ای با عنوان Personal Values Questionnaire نیز وجود دارد.

بنابراین اگر سایتی فقط نوشته تست PVQ، پیش از اینکه نتیجه را درباره ارزش‌های شخصی خود تفسیر کنید، بررسی کنید منظور کدام ابزار، بر اساس کدام مدل نظری و با کدام نسخه است. شباهت مخفف به معنی یکسان‌بودن آزمون‌ها نیست.

در نهایت، تست جای سوال‌های اصلی را نمی‌گیرد. آیا این ارزش برای شما معنای مشخص دارد؟ در تعارض با ارزش دیگر چه می‌کنید؟ در عمل چگونه دیده می‌شود؟

اگر آزمون واژه‌ای را در رتبه بالا نشان دهد اما نتوانید هیچ مثال، انتخاب یا جهت رفتاری برای آن پیدا کنید، نتیجه را نقطه شروع بررسی بدانید، نه پایان آن. تست ارزش‌های شخصی زمانی مفیدتر است که نتیجه آن را با انتخاب‌ها و رفتار خود مقایسه کنید، نه اینکه رتبه‌های آزمون را مستقیما به تصمیم تبدیل کنید. اگر ترجیح می‌دهید این نتایج را در یک گفت‌وگوی ساختارمند بررسی کنید، شناخت مراحل جلسه و فرایند کوچینگ کمک می‌کند با شکل این فرایند آشنا شوید.

اشتباهات رایج در شناخت ارزش‌های شخصی

در مسیر شناخت ارزش‌های شخصی، اشتباهاتی وجود دارند که ممکن است باعث شوند اولویت‌های واقعی خود را به‌درستی تشخیص ندهید. آشنایی با این اشتباهات کمک می‌کند نگاه دقیق‌تری به ارزش‌ها و نقش آن‌ها در تصمیم‌های زندگی داشته باشید.

اشتباهات رایج در شناخت ارزش‌های شخصی

انتخاب کلمات خوب به‌جای ارزش‌های شخصی واقعی

اگر همه کلمات فهرست شما چیزهایی هستند که تصور می‌کنید یک انسان خوب باید داشته باشد، ممکن است بیشتر مشغول ساختن تصویر مطلوب خود باشید تا شناخت اولویت‌هایتان.

برای خارج‌شدن از این حالت، ارزش‌های شخصی را در موقعیتی بررسی کنید که انتخاب آن‌ها هزینه دارد. چیزی که در فهرست زیبا به نظر می‌رسد، در یک دوراهی واقعی معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند.

یکی‌گرفتن ارزش با هدف یا نتیجه

ثروتمند شدن، مهاجرت یا مدیر شدن نتیجه یا هدف‌اند. برای رسیدن به ارزش پشت آن‌ها بپرسید اگر به این نتیجه برسم، چه چیزی برای من محقق می‌شود. امنیت، آزادی، نفوذ، رشد یا چیز دیگری.

این تفاوت مهم است، چون اگر یک هدف از دسترس خارج شود، ارزش پشت آن می‌تواند به شما کمک کند مسیر دیگری پیدا کنید. به این ترتیب، ارزش‌های شخصی به یک نتیجه خاص وابسته نمی‌مانند.

نتیجه‌گیری از یک رفتار

یک بار کمک‌کردن، سکوت‌کردن یا رقابت‌کردن برای نسبت‌دادن یک ارزش کافی نیست. رفتار می‌تواند تحت تاثیر موقعیت، هنجار، توانایی و ارزش‌های رقیب هم قرار بگیرد.

به‌جای یک رفتار، الگو را ببینید. اگر یک انتخاب با ارزش اعلام‌شده شما هماهنگ نیست، پیش از کنارگذاشتن ارزش بررسی کنید چه عامل دیگری در همان موقعیت اثر داشته است.

ساختن رتبه‌بندی ابدی

ارزش‌های شخصی می‌توانند نسبتا پایدار باشند، اما وزن آن‌ها در طول زمان تغییر کند و اهمیتشان در تصمیم‌های مختلف یکسان نباشد.

به‌جای اینکه بگویید این ارزش برای همیشه شماره یک من است، ببینید در تصمیم فعلی چه چیزی باید جلوتر باشد و چرا. اولویت‌بندی ارزش‌های شخصی وقتی مفید است که به یک انتخاب واقعی وصل شود.

جمع‌کردن یک فهرست طولانی بدون انتخاب

داشتن بیست واژه جذاب معیار تصمیم‌گیری نمی‌سازد. اگر همه چیز مهم باشد، هنگام تعارض هنوز نمی‌دانید چه چیزی باید اولویت داشته باشد.

به‌جای درگیرشدن با تعداد درست ارزش‌ها، فهرست ارزش‌های شخصی را آن‌قدر محدود کنید که بتوانید واقعا درباره تعارض‌ها، هزینه‌ها و رفتار مرتبط با هرکدام فکر کنید.

سپردن خودشناسی به تست

پرسشنامه می‌تواند زبان و ساختار بدهد، اما معنای شخصی ارزش و نحوه زندگی‌کردن آن را به‌جای شما تعیین نمی‌کند.

نتیجه آزمون را با زندگی واقعی مقایسه کنید. آیا می‌توانید معنای آن را توضیح دهید؟ آیا در انتخاب‌های شما قابل مشاهده است؟ آیا می‌توانید آن را به یک جهت رفتاری تبدیل کنید؟ اگر پاسخ روشن نیست، تست ارزش‌های شخصی هنوز کار تصمیم‌گیری را برای شما انجام نداده است.

جمع‌بندی ارزش‌های شخصی وقتی مفیدند که وارد تصمیم شوند

ارزش‌های شخصی فقط اسم‌هایی مثل آزادی، خانواده، موفقیت یا صداقت نیستند. آن‌ها زمانی به ابزار خودشناسی تبدیل می‌شوند که بدانید هر واژه برای شما چه معنایی دارد، با کدام ارزش‌های دیگر ممکن است در تعارض قرار بگیرد و در رفتار واقعی چگونه دیده می‌شود.

یکی از خطاهای رایج این است که یک فهرست آماده را بردارید، چند واژه محترمانه انتخاب کنید و آن را ارزش‌های شخصی خود بدانید. دانستن نام ارزش‌ها پایان کار نیست. اگر ندانید در یک دوراهی واقعی کدام ارزش باید جلوتر باشد، هنوز بخش تصمیم‌ساز ماجرا روشن نشده است.

بهتر است از انتخاب‌های مهم، لحظات رضایت، موقعیت‌های ناراحت‌کننده و تعارض‌های واقعی شروع کنید. بعد فشار بایدها را از انتخاب شخصی جدا کنید و هر ارزش را به یک جهت رفتاری قابل مشاهده تبدیل کنید.

قدم بعدی می‌تواند کوچک باشد. یک تصمیم واقعی که همین روزها با آن روبه‌رو هستید انتخاب کنید. دو ارزش درگیر را بنویسید. سپس برای هر گزینه مشخص کنید چه چیزی را تقویت می‌کند، چه چیزی را محدود می‌کند و برای ارزش عقب‌نشسته چه حداقلی حاضر نیستید از دست بدهید.

اگر ارزش‌های شخصی نتوانند یک انتخاب واقعی را برای شما روشن‌تر کنند، احتمالا هنوز تعریف آن‌ها به اندازه کافی عملی نشده است.

پرسش‌های متداول درباره ارزش‌های شخصی

آیا «ارزش‌های فردی» و «ارزش‌های شخصی» با هم فرق دارند؟

در این مقاله این دو عبارت به یک مفهوم کلی اشاره می‌کنند و به‌عنوان دو صورت رایج برای صحبت درباره personal values به کار می‌روند. مهم‌تر از انتخاب یکی از این دو اصطلاح این است که روشن کنید منظور شما از ارزش چیست و آن را با هدف، عادت، باور یا نتیجه مطلوب اشتباه نگیرید.

اگر یک برچسب نتواند در انتخاب و رفتار شما معنای روشن پیدا کند، تفاوت واژگانی چندان کمکی به تصمیم نمی‌کند.

آیا یک هدف می‌تواند به چند ارزش مختلف خدمت کند؟

بله. یک هدف واحد ممکن است هم‌زمان چند جهت ارزشی را پشتیبانی کند. مثلا یادگیری یک مهارت تازه می‌تواند برای یک نفر بیشتر بیانگر رشد و خودراه‌بری باشد و برای فردی دیگر به امنیت شغلی یا موفقیت مربوط شود.

به همین دلیل دو نفر ممکن است هدف ظاهرا یکسانی داشته باشند اما دلیل متفاوتی برای دنبال‌کردن آن داشته باشند. اگر می‌خواهید ارزش پشت یک هدف را پیدا کنید، فقط به خود هدف نگاه نکنید. بپرسید چرا رسیدن به آن برای شما مهم است.

آیا یک ارزش می‌تواند به رفتارهای متفاوتی منجر شود؟

بله. ارزش جهت کلی می‌دهد، اما شکل رفتار به موقعیت، امکانات، هنجارها و ارزش‌های دیگری که هم‌زمان فعال‌اند بستگی دارد.

در نتیجه بهتر است ارزش را با یک رفتار ثابت یکی ندانید. اگر مراقبت برایتان مهم است، شکل عملی آن ممکن است در دو موقعیت متفاوت یکسان نباشد. آنچه باید حفظ شود جهت کلی است، نه الزاما یک رفتار واحد.

آیا خود ارزش باید قابل اندازه‌گیری باشد؟

نه به همان معنایی که یک هدف یا اقدام اندازه‌گیری می‌شود. یادگیری یا مراقبت می‌تواند یک جهت ارزشی باشد، اما برای پیگیری عملی بهتر است هدف و رفتارهای مرتبط با آن را مشخص کنید.

به‌جای تلاش برای اندازه‌گیری خود یادگیری، می‌توانید ببینید برای زندگی‌کردن این ارزش چه هدفی انتخاب کرده‌اید و چه اقدام مشخصی انجام می‌دهید.

ارزش با «اولویت ارزشی» چه تفاوتی دارد؟

ارزش به خود هدف یا جهت انگیزشی اشاره می‌کند، اما اولویت ارزشی نشان می‌دهد آن ارزش در مقایسه با ارزش‌های دیگر چه وزن و اهمیتی برای فرد دارد.

این تفاوت زمانی خودش را نشان می‌دهد که دو ارزش با هم برخورد می‌کنند. دو نفر ممکن است هر دو امنیت و خودراه‌بری را مهم بدانند، اما اگر یکی امنیت را بالاتر و دیگری خودراه‌بری را بالاتر قرار دهد، در یک دوراهی مشابه ممکن است انتخاب متفاوتی داشته باشند.

اگر با فرد دیگری بر سر یک ارزش اختلاف داریم، چگونه درباره آن گفت‌وگو کنیم؟

به‌جای بحث‌کردن فقط درباره برچسب‌های کلی مثل آزادی یا احترام، اختلاف را به یک تصمیم یا رفتار مشخص تبدیل کنید.

هر طرف توضیح دهد این ارزش در همان موقعیت چه معنایی دارد، چه چیزی برایش غیرقابل‌قبول است و کدام بخش قابل مذاکره است. این کار کمک می‌کند مشخص شود اختلاف واقعا بر سر ارزش است یا دو نفر از یک واژه تعریف متفاوتی دارند، هدف متفاوتی دنبال می‌کنند یا درباره راه رسیدن به همان ارزش اختلاف دارند.

آیا برای انتخاب شغل کافی است فقط ارزش‌های شخصی‌ام را بدانم؟

خیر. ارزش‌های شخصی می‌توانند یکی از معیارهای مهم انتخاب باشند، اما تصمیم شغلی به عوامل دیگری مثل مهارت، محدودیت‌های مالی، فرصت‌های موجود، شرایط زندگی و ویژگی‌های خود شغل هم وابسته است.

کاربرد ارزش‌های شخصی این نیست که بقیه عوامل را حذف کنند. آن‌ها کمک می‌کنند میان گزینه‌های واقع‌بینانه بفهمید چه نوع محیط و شیوه کاری با اولویت‌های مهم شما هماهنگ‌تر است و برای به‌دست‌آوردن یک مزیت، چه هزینه ارزشی را حاضر یا حاضر نیستید بپردازید.

نویسنده این مطلب